شکوفایی عقل در آخرالزمان درک عجز انسان در برابر خداوند است

[ad_1]

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا گفت:وقتی حواشی و زوائد و دغدغه ها و دل مشغولی های بی ارزش از ذهن و ضمیر انسان دور شوند، شکوفایی و رشد عقلی و فهمی نیز نمایان خواهد شد.

به گزارش پرس شیعه به نقل از مهر، تشریح بایسته های پیشرفت عقول و افکار صحیح انسانی و اسلامی با توجه به فرامین و منویات الهی و تبیین جایگاه آیات و روایات در باب عصر ظهور و شروع نهضت عالی و فراگیر اسلامی و پیشرفت آن در چارچوب جوامع بشری و همچنین واکاوی مناسبات وارده در باب دوران آخرالزمان و جایگاه رجعت صالحان در این عصر بنا به آیات قرآن کریم ما را بر آن داشت تا گفتگویی با کرم سیاوشی، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا ترتیب دهیم که مشروح آنرا در ادامه می خوانید.

*استاد! برخی از روایات بالا رفتن عقول بشری و درک مقام ولایت و نیاز به امامت را مقدمه ظهور می دانند، بر اساس منویات اسلامی، عقول بشری در این دوره چگونه رشد می کند؟

منظور از این شکوفایی عقلی، درک ناتوانی بشر بریده از خداوند و معنویت برای به سامان رساندن اوضاع و امور نابسامان و فهم نیاز به وجود و ظهور بشر مرتبط با خداوند و لزوم بازگشت به دین و آیین خداوند است؛ از سوی دیگر وقتی حواشی و زوائد و دغدغه ها و دل مشغولی های بی ارزش از ذهن و ضمیر انسان دور شوند، شکوفایی و رشد عقلی و فهمی نیز نمایان خواهد شد؛ هرچند که نقش فضل و عنایت الهی را نباید از نظر دور داشت که البته آن نیز ساختار معنوی و معقولی خواهد داشت، چنانکه در قرآن راهگشایی در امور را به تقوی ورزی نسبت داده است: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً. و یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ…»، و هرکس از خدا پروا دارد و حدود الهی را رعایت کند، خدا برای بیرون شدن او از تنگناها راهی پدید می‏ آورد و از جایی که تصور نمی‏ کند، به او روزی می‏ رساند و نیازهای زندگی‏اش را برطرف می ‏سازد…، البته که این مخرج و مرزوق همه مادی نخواهد بود، بلکه رشد عقلی و شکوفایی شعوری بشر را هم در بر خواهد می گرفت. والله اعلم.

*رجعت یکی از ویژگی های آخرالزمان معرفی شده است، با وجود مخالفان، چگونه می توان این مقؤله، یعنی رجعت را با آیات قرآنی اثبات کرد؟

در قرآن کریم آیاتی وجود دارند که بر مبنای تفسیر روایی منقول از معصومین(ع)، به رخداد رجعت تفسیر شده اند که این تفسیر با سیاق آن آیات نیز متناسب و مأنوس است.

آیات۸۲ تا ۸۵ سوره نمل در این راستا تفسیر شده است: «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّهً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ. وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ. حَتَّی إِذا جاؤُ قالَ أَ کَذَّبْتُمْ بِآیاتِی وَ لَمْ تُحِیطُوا بِها عِلْماً أَمَّا ذا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا یَنْطِقُونَ»

«و یاد کن روزی را که از هرامّتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را دروغ انگاشتند برمی‏ انگیزیم و برانگیخته‏ شدگان از این‏ که پراکنده شوند بازداشته می ‏شوند تا همه آنان یکجا گردآوری شوند؛ تا چون در جایگاهی که با آنان سخن گفته می‏ شود حاضر شوند، خدا به آنان می‏ گوید: آیا نشانه‏ها و آیات مرا دروغ انگاشتید و در آنها اندیشه نکردید و آنها را ندانستید؟ شما جز تکذیب آیات من چه می‏ کردید؟ و چون با تکذیب آیات خدا بر خود ستم روا داشتند، این سخن که خدا ستمکاران را هدایت نمی‏ کند، در مورد آنان به وقوع پیوست؛ ازاین‏رو آنان دیگر عذری برای خود نمی‏ یابند و هیچ سخنی نمی‏ گویند.»

درباره جزئیات «دابه الارض» و صفات و مشخصات دقیق آن در روایات و در کتب تفسیر و حدیث شیعه و اهل سنت، مطالب بسیاری وارد شده است.

بسیاری از بزرگان این آیات را اشاره به مسأله رجعت و بازگشت گروهی از بدکاران و نیکوکاران به همین دنیا در آستانه رستاخیز می‏ دانند، چرا که اگر اشاره به خود رستاخیز و قیامت باشد، تعبیر به«مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجاً» (از هر جمعیتی، گروهی) صحیح نیست، زیرا در قیامت، همه محشور می‏ شوند، چنان که قرآن کریم در آیه ۴۷ سوره مبارکه کهف می‏ فرماید:«وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً»؛ ما آنها را محشور می ‏کنیم و احدی را ترک نخواهیم گفت.

شاهد دیگر این است که قبل از این آیه، سخن از نشانه‏ های رستاخیز در پایان این جهان بوده، در آیات بعدی نیز به همین موضوع اشاره می‏ شود؛ بنا بر این بعید به نظر می‏ رسد که آیات قبل و بعد از حوادث پیش از رستاخیز سخن گوید، اما آیه وسط از خود رستاخیز؛ هماهنگی آیات ایجاب می‏ کند که همه درباره حوادث قبل از قیامت باشد.

ولی مفسران اهل سنت، این آیات را ناظر به قیامت می‏دانند، و ذکر کلمه «فوج» را اشاره به رؤساء و سردمداران هر گروه و جمعیت می ‏شمارند و در مورد ناهماهنگی آیات که از این تفسیر برمی‏ خیزد، گفته ‏اند آیات در حکم تأخیر و تقدیم است و گویی آیه ۸۳ بعد از ۸۵ قرار گرفته باشد! ولی می‏ دانیم هم تفسیر« فوج»  به معنی مزبور خلاف ظاهر است، و هم تفسیر ناهماهنگی آیات به تقدیم و تأخیر.

بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همانگونه که احیای جمیع انسانها در قیامت کاملاً ممکن است و تعجب از چنین امری همچون تعجب گروهی از مشرکان جاهلیت از مسأله معاد است و سُخریه در برابر آن همانند سُخریه آنها در مورد معاد می‏ باشد، چرا که عقل چنین چیزی را محال نمی‏ بیند

به هر حال در این رابطه نکات ذیل قابل طرح و توجه است:

۱- بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همانگونه که احیای جمیع انسانها در قیامت کاملاً ممکن است و تعجب از چنین امری همچون تعجب گروهی از مشرکان جاهلیت از مسأله معاد است و سُخریه در برابر آن همانند سُخریه آنها در مورد معاد می‏ باشد، چرا که عقل چنین چیزی را محال نمی‏ بیند، و قدرت خدا آن چنان وسیع و گسترده است که همه این امور در برابر آن سهل و آسان است.

۲- در قرآن مجید، وقوع رجعت اجمالاً در پنج مورد از امت های پیشین آمده است. در مورد «پیامبری که از کنار یک آبادی عبور کرد در حالی که دیوارهای آن فرو ریخته بود و اجساد و استخوانهای اهل آن در هر سو پراکنده شده بود، و از خود پرسید چگونه خداوند اینها را پس از مرگ زنده می‏کند، اما خدا او را یکصد سال میراند و سپس زنده کرد و به او گفت چقدر درنگ کردی؟ عرض کرد یک روز یا قسمتی از آن، فرمود نه بلکه یکصد سال بر تو گذشت. (آیه ۲۵۹ سوره بقره). این پیامبر، عزیر(ع) باشد یا پیامبر دیگری تفاوت نمی ‏کند، مهم صراحت قرآن در زندگی پس از مرگ است در همین دنیا (فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ‏).

قرآن در آیه ۲۴۳ همین سوره بقره سخن از جمعیت دیگری به میان می‏ آورد که« از ترس مرگ (و طبق گفته مفسران به بهانه بیماری طاعون از شرکت در میدان جهاد خودداری کردند و) از خانه‏ های خود بیرون رفتند خداوند فرمان مرگ به آنها داد و سپس آنها را زنده کرد. (فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ‏).

گرچه بعضی از مفسران که نتوانسته ‏اند وقوع چنین حادثه غیر عادی را تحمل کنند آن را تنها بیان یک مثال شمرده ‏اند، ولی روشن است که این گونه تأویلات در برابر ظهور بلکه صراحت آیه در وقوع این مساله، قابل قبول نیست.

۳- در آیه ۵۵ و ۵۶ سوره بقره درباره« بنی اسرائیل» می‏ خوانیم که گروهی از آنها بعد از تقاضای مشاهده خداوند گرفتار صاعقه مرگباری شدند و مردند، سپس خداوند آنها را به زندگی بازگرداند تا شکر نعمت او را بجا آورند (ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ‏).

۴- در آیه ۱۱۰ سوره مائده ضمن بر شمردن معجزات حضرت عیسی (ع)، می‏خوانیم: «وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی‏ بِإِذْنِی‏»:  تو مردگان را به فرمان من زنده می ‏کردی.

این تعبیر نشان می‏ دهد که حضرت مسیح (ع)از این معجزه خود (احیای موتی) استفاده کرده و بلکه تعبیر به فعل مضارع (تخرج) دلیل بر تکرار آن است و این خود یک نوع رجعت برای بعضی محسوب می‏ شود.

۵- بالآخره در سوره بقره در آیه ۷۳ در مورد کشته‏ای که در بنی اسرائیل برای پیدا کردن قاتلش نزاع و جدال برخاسته بود، قرآن می‏ فرماید:« دستور داده شد گاوی را با ویژگی هایی سر ببرند و بخشی از آن را بر بدن مرده زنند تا به حیات بازگردد (و قاتل خود را معرفی کند و نزاع خاتمه یابد) (فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِ اللَّهُ الْمَوْتی‏ وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ‏).

*علاوه بر این ها موارد دیگری هم درباره رجعت وجود دارد؟

بله، علاوه بر این پنج مورد، موارد دیگری در قرآن کریم دیده می‏ شوند همچون‏ داستان اصحاب کهف که آن نیز چیزی شبیه به رجعت بود، و داستان مرغهای چهارگانه ابراهیم(ع) که بعد از ذبح بار دیگر به زندگی بازگشتند تا امکان معاد را در مورد انسانها برای او مجسم سازند که در مساله رجعت نیز قابل توجه است.

به هر حال چگونه ممکن است کسی قرآن را به عنوان یک کتاب آسمانی بپذیرد و با این همه آیات روشن باز امکان رجعت را انکار کند؟ اساساً مگر رجعت چیزی جز بازگشت به حیات بعد از مرگ است؟

مگر رجعت نمونه کوچکی از رستاخیز در این جهان کوچک محسوب نمی‏ شود؟ کسی که رستاخیز را در آن مقیاس وسیعش می ‏پذیرد، چگونه می ‏تواند خط بطلان بر مسأله رجعت بکشد؟ و یا آن را بباد مسخره گیرد؟ و یا همچون احمد امین مصری در کتاب فجر الاسلام بگوید: «الیهودیه ظهرت بالتشیع بالقول بالرجعه»!

«آئین یهود دیگری در مذهب شیعه به خاطر اعتقاد به رجعت ظهور کرده است»!(عقائد الامامیه، محمد رضا مظفر، ص ۷۱)

*هدف از رجعت قبل از رستاخیز عمومی انسانها چیست؟

با توجه به آنچه از روایات اسلامی استفاده می ‏شود این موضوع جنبه همگانی ندارد، بلکه اختصاص به مؤمنان صالح‏العملی دارد که در یک مرحله عالی از ایمان قرار دارند، و همچنین کفار و طاغیان ستمگری که در مرحله منحطی از کفر و ظلم قرار دارند، چنین به نظر می‏رسد که بازگشت مجدد این دو گروه به زندگی دنیا به منظور تکمیل یک حلقه تکاملی گروه اول و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم است.

به تعبیر دیگر گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانع و عوائقی در زندگی خود روبرو شده ‏اند و تکامل آنها ناتمام مانده است حکمت الهی ایجاب می‏ کند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجدد به این جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگترین افتخارات است.

و بالعکس گروهی از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آنچه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.

امام صادق( ع) در حدیثی می‏ فرماید: «رجعت عمومی نیست بلکه جنبه خصوصی دارد، تنها گروهی بازگشت می ‏کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند». (بحارالانوار، ج۵۳ ص۳۹)

ممکن است آیه ۹۵ سوره مبارکه انبیاء: وَ حَرامٌ عَلی‏ قَرْیَهٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ‏ لا یَرْجِعُونَ‏:« حرام است بر شهرهایی که بر اثر گناه نابودشان کردیم که بازگردند آنها هرگز بازنمی‏ گردند»؛ نیز اشاره به همین معنی باشد، چرا که عدم بازگشت را در مورد کسانی می‏ گوید که در این جهان به کیفر شدید خود رسیدند و از آن روشن می ‏شود گروهی که چنین کیفرهایی را ندیدند باید بازگردند، و مجازات شوند.

رجعت از ضروریات مذهب شیعه است، نه از ضروریات اسلام، بنا بر این نباید رشته اخوت اسلامی را با دیگران به خاطر آن گسست هرچند باید به دفاع منطقی از آن ادامه داد. به علاوه احیاناً خرافات بسیاری با مسأله رجعت آمیخته شده که چهره آن را در نظر بعضی دگرگون ساخته است، لذا لازم است اصل را بر احادیث صحیح بگذاریم و از احادیث مخدوش و مشکوک بپرهیزیم

این احتمال نیز وجود دارد که بازگشت این دو گروه در آن مقطع خاص تاریخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مساله رستاخیز (مبداء و معاد) برای انسانها است، تا با مشاهده آن به اوج تکامل معنوی و ایمان برسند و از هیچ نظر کمبودی نداشته باشند.

شبهه دیگر این است که: بعضی تصور کرده‏ اند؛ اعتقاد به رجعت با اصل آزادی اراده و اختیار بشر سازگار نیست؛ از آنچه در بالا گفتیم روشن می‏ شود که این اشتباه محض است زیرا بازگشت آنها به این جهان در یک شرائط عادی است و از آزادی کامل برخوردارند.

*جواب اینکه بعضی می ‏گویند ممکن است جباران و کفار سرسخت بعد از رجعت توبه کنند و به سوی حق بازگردند چیست؟

اینکه بعضی می ‏گویند ممکن است جباران و کفار سرسخت بعد از رجعت توبه کنند و به سوی حق بازگردند، جوابش این است که این گونه افراد آن چنان در ظلم و فساد و کفر فرو رفته‏ اند که این امور جزء بافت وجودشان شده و بازگشتی‏ در آن متصور نیست.

همانگونه که قرآن در پاسخ جمعی از دوزخیان که در قیامت تقاضای بازگشت به دنیا برای جبران خطاهای خود می ‏کنند می‏ گوید: «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ‏»؛« اگر آنها بازگردند دگربار همان اموری را که از آن نهی شده‏ اند انجام می ‏دهند» (انعام آیه ۲۸).

و نیز اینکه بعضی گفته‏ اند: رجعت با آیه ۱۰۰ سوره مؤمنون سازگار نیست، زیرا طبق این آیه مشرکان تقاضای بازگشت به جهان می‏ کنند تا عمل صالح انجام دهند و می ‏گویند:«رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ‏» اما به آنها پاسخ منفی داده می‏شود و گفته می‏شود«کَلَّا إِنَّها کَلِمَهٌ هُوَ قائِلُها»، پاسخ آن با توجه به اینکه این آیه عام است و رجعت خاص است روشن می‏ گردد.

 سخن آخر در این رابطه آن است که، رجعت از ضروریات مذهب شیعه است، نه از ضروریات اسلام، بنا بر این نباید رشته اخوت اسلامی را با دیگران به خاطر آن گسست هرچند باید به دفاع منطقی از آن ادامه داد. به علاوه احیاناً خرافات بسیاری با مسأله رجعت آمیخته شده که چهره آن را در نظر بعضی دگرگون ساخته است، لذا لازم است اصل را بر احادیث صحیح بگذاریم و از احادیث مخدوش و مشکوک بپرهیزیم.

البته یادآوری این نکته نیز ضروری است که باورهای برین و چگونگی انجام افعال الهی از امور و علوم متشابهی هستند که هر فردی با هر درجه از درک عقلی و دینی از عهده آن برنمی آید، بلکه بندگان وارسته و پیراسته الهی (مخلصان و مطهران) که در پرتو ایمان ژرف و کردار درست و ارتباط استوار با خداوند از درک و دانشی ارجمند و راسخ برخوردارند تاب و توان فهمیدن و باور داشتن چنین امور متعالی را خواهند داشت. لذا قرآن کریم می فرماید: «ما یَعلمُ تأویلَه الا اللهُ و الراسخونَ فی العلم » و « لَعَلِمَهُ الذَّین یَستنبِطونَهُ مِنهُم»، چنانکه مطابق روایات پیامبر(ص) و ائمه(ع) خود در رأس راسخان در علم معرفی شده اند.

منبع؛ مهر

[ad_2]

لینک منبع

«AK-12»؛ جدیدترین اسلحه‌ی کمپانی کلاشینکف

[ad_1]

تفنگ «AK-12» جدیدترین سلاح انفرادی روسیه است که توسط شرکت سازنده کلاشینکف ساخته شده و تمامی تست های میدانی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته است.

وب‌سایت روزیاتو – حسین علی پناهی: تفنگ «AK-12» جدیدترین سلاح انفرادی روسیه است که توسط شرکت سازنده کلاشینکف ساخته شده و تمامی تست های میدانی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته است. قابلیت های منحصر به فرد این اسلحه ی جدید و کارآمدی آن در تست های میدانی نشان داده که اسلحه ی AK-12 به زودی به اسلحه ی سازمانی بخش زیادی از نیروهای مسلح روسیه تبدیل خواهد شد.

 

 

کار بر روی این اسلحه در سال ۲۰۱۱ و با استفاده از تفنگ AK-200 به عنوان مدل پایه آغاز گردید. اولین نمونه ی این اسلحه در اوایل سال ۲۰۱۲ توسط کمپانی «کالاشینکف کانسرن» (Kalashnikov Concern) معرفی و تست های نظامی را با موفقیت پشت سر گذاشت.

 

با این وجود ارتش روسیه از سازندگان نمونه ی اولیه خواست که تغییراتی را در طراحی بدنه انجام داده و هزینه ی ساخت آن را نیز کاهش دهند. از این رو کمپانی کلاشینکف نسل دوم این اسلحه را با گلوله ای ۵٫۴۵ میلیمتری و با استفاده از تفنگ AK-400 به عنوان مدل پایه طراحی کرده و ساخت. این نسخه ویژگی های ممنحصر به فردی مانند قابلیت شلیک تمام اتوماتیک را در خود داشت.

 

با تفنگ «AK-12»، جدیدترین اسلحه ساخته شده توسط کمپانی کلاشینکف آشنا شوید
AK-12

بعد از مدتی نسخه ی AK-12 با گلوله ی ۵٫۴۵ میلیمتری به نسخه ی AK-15 با گلوله ی ۷٫۶۲ توسعه یافت و قرار شد این دو در کنار تفنگ سبک ۵٫۴۵ میلیمتری موسوم به RPK-16 مورد استفاده قرار گیرند. همچنین ارتش روسیه کار بر روی تفنگ های تهاجمی A545 و A762 که هر کدام به ترتیب دارای گلوله های ۵٫۴۵ و ۷٫۶۲ بودند را آغاز کرد که توسط کمپانی اسلحه سازی «کوفروف مکانیکال وورکس» (Kovrov Mechanical Works) ساخته شده بودند.

هر دو مدل AK-12 و AK-15 بعضی از ویژگی های قدیمی تفنگ کلاشینکف را حفظ کرده و می توان خشاب های نسخه های قدیمی AK-74  و AKM را نیز روی آن ها سوار کرد. این سلاح های جدید دقت بسیار بالایی در تمامی شرایط دارند و به راحتی می توان دوربین و سرنیزه را روی آن ها نصب کرده و از یک پرتاب کننده ی نارنجک ۴۰ میلیمتری نیز در زیر لوله ی خود برخوردارند.

با تفنگ «AK-12»، جدیدترین اسلحه ساخته شده توسط کمپانی کلاشینکف آشنا شوید
AK-400

متخصصان علوم نظامی گفته اند که AK-12 تفاوت فاحشی با AK-74 ندارد که اکنون به عنوان اسلحه ی رسمی و متداول در ارتش روسیه مورد استفاده قرار می گیرد. میخاییل دگتیارف، ویراستار مجله ی «کالاشینکوف» در باره ی تغییرات ارگونومیکی که در این اسلحه ایجاد شده گفته است:” تغییراتی دیده می شود اما این تغییرات در مقایسه با آن چه که رسانه ها می گفتند بسیار کمتر بوده است”.

 

به گفته ی کارشناسان نظامی روسی هنوز نمی توان زمان جایگزینی AK-74 با این سلاح مدرن را پیش بینی کرد اما این سلاح جدید طراحی بسیار جالب و کارآمدی داشته اما به مدرن سازی بیشتری نیاز دارد. همچنین باید راحتی این اسلحه در هنگام مبارزه ی واقعی بهبود یافته و امکان وصل کردن وسایل بیشتری روی آن فراهم شود.

علاوه بر این دو سلاح، کمپانی اسلحه سازی کالاشینکوف بر روی به روز کردن اسلحه ی AK-74 نیز کار می کند از جمله مجهز کردن ان به یک قنداق تاشو و دوربین های تلسکوپی، ریل هایی برای وصل کردن وسایل دیگر به آن و تنظیم کننده ی موقعیت آتش و دستگیره های ارگونومیک تر.

با تفنگ «AK-12»، جدیدترین اسلحه ساخته شده توسط کمپانی کلاشینکف آشنا شوید
AK-74M

ارتش روسیه در سال های گذشته و بر اساس برنامه ای موسوم به «Ratnik» دست به طراحی و ساخت سلاح هاو ادوات نظامی بسیار پیشرفته و آینده نگرانه ای کرده است. از میان ای ادوات نظامی پیشرفته می توان به جلیقه های ضدگلوله مدرن، سپرهای ضد گلوله، کامپیوترهای تاکتیکی و کلاه خودهایی دارای دوربین دید در شب و دوربین های گرمایی اشاره کرد.

با تفنگ «AK-12»، جدیدترین اسلحه ساخته شده توسط کمپانی کلاشینکف آشنا شوید
AK-12

بر اساس گزارش های شبکه ی دولتی «راشا تودی» ارتش این کشور یک بسته ی پوشیدنی خاص را طراحی کرده است که با اسکلت تقویت شده ی خود به فرد این امکان را می دهد که قدرت و استقامت بیشتری داشته باشد. همچنین این بسته ی نظامی دارای یک زره بسیار پیشرفته بوده و یک کلاه خود که مانند نقاب روی صورت می نشیند را نیز در خود دارد.

البته این بسته ی نظامی تا چند سال آینده ساخته نشده و هنوز در مرحله ی طراحی قرار دارد و البته در کاربردی بودن ان ها در میدان واقعی نبرد نیز شک و شبهه وجود دارد. این پیشرفت ها ارتش ایالات متحده را نیز به تکاپو انداخته تا در این زمینه از رقیب خود عقب نماند.

[ad_2]

لینک منبع

ادعای تکراری و بی اساس اماراتی ها درباره جزایر سه گانه ایرانی

[ad_1]

وزیر امور آب و هوا و محیط زیست امارات بار دیگر ادعای تکراری و بی اساس درباره جزایر سه گانه ایرانی مطرح کرد.

به گزارش پرس شیعه به نقل از النشره، «احمد الزیودی» وزیر امور آب و هوا و محیط زیست امارات در سخنانی گفت: شیوه دولت امارات در سیاست خارجی بر پایه حسن همجواری و عدم دخالت در امور کشورهای داخلی بنا شده است.

بر اساس این گزارش، وی در ادامه ادعاهای تکراری مقامات اماراتی درباره جزایر سه گانه ایرانی، مدعی شد: ایران باید به اشغالگری خود در جزایر سه گانه پایان دهد! تهران باید به درخواست های صادقانه و مسالمت آمیز در این خصوص توجه کند!

این مقام اماراتی ضمن نادیده گرفتن تمامی اسناد و مدارکی که حاکمیت مطلق ایران بر جزایر سه گانه را مدتهاست اثبات کرده است، مدعی شد: ما آماده مذاکرات مستقیم در این باره هستیم!

[ad_2]

لینک منبع

هلاکت تک تیرانداز مشهور داعش/ ۳۰تروریست انگلیسی در تلعفر هستند

[ad_1]

منابع عراقی از هلاکت تک تیرانداز مشهور داعش که مهارت بالایی در هدف قرار دادن اهداف دور داشت در تلعفر خبر دادند.

به گزارش پرس شیعه به نقل از السومریه، یک منبع محلی در استان نینوا اعلام کرد: ابوموسی المهاجر مشهورترین تروریست داعش که تابعیت انگلیسی دارد کشته شده است.

این منبع بیان کرد که ابوموسی المهاجر در تیراندازی افراد ناشناس در تلعفر در غرب موصل کشته و یکی دیگر از عوامل داعش زخمی شده است. آنها در حال گشت زنی در خیابانی اصلی در تلعفر بودند.

منبع عراقی اعلام کرد: شهرت ابوموسی المهاجر به خاطر این بود که از تک تیراندازان قهار داعش بود و اهدافی را از مسافت بسیار دور هدف قرار می داد و به وی تک تیرانداز خلافت(خودخوانده) می گفتند.

این منبع بیان کرد: حدود ۲۰ تا ۳۰ تروریستی انگلیسی در تلعفر به سر می برند که بر اساس اطلاعات واصله برخی از آنها سمت های مهمی دارند و برخی سمت های عادی دارند.

شایان ذکر است که تلعفر هنوز تحت اشغال داعش به سر می برند.

[ad_2]

لینک منبع

منشأ کارهای خارق‌ العاده انبیا و اولیا

[ad_1]

اگر اولیای الهی کارهای خارق‌العاده‌ای را انجام می‌دهند، همگی از قدرت الهی سرچشمه گرفته و به اذن او می‌باشد. اگر این پیوند قطع شود، هیچ فردی توان کاری؛ اعم از عادی و غیرعادی را نخواهد داشت. …..

به گزارش پرس شیعه؛ آیت الله‌ العظمی جعفر سبحانی در نوشتاری با موضوع منشا خارق‌العاده بودن کارهای انبیا و اولیا چنین آورده اند: جهان آفرینش، جهان اسباب و مسببات و علت‌ها و معلول‌هاست. هر فردی در کار خود از قدرت الهی بهره می‌گیرد و اگر پیوند او از آن قدرت لایزال گسسته گردد، عاجز و ناتوان می‌شود. بنابراین، اگر اولیای الهی کارهای خارق‌العاده‌ای را انجام می‌دهند، همگی از قدرت الهی سرچشمه گرفته و به اذن او می‌باشد. اگر این پیوند قطع شود، هیچ فردی توان کاری؛ اعم از عادی و غیرعادی را نخواهد داشت.

کارهای برون از توان عادی، معلول تکامل روحی و روانی «ولی» خداست که در اثر طی طریق عبودیت و عمل به تعالیم اسلام و پیمودن صراط مستقیم به این مقام می‌رسد. (البته برای انجام امور خارق‌العاده، راه دیگری به نام ریاضت هست ولی پیمودن آن راه، حرام و ممنوع می‌باشد. گاهی مصالح غیبی ایجاب می‌کند که فردی در دوران کودکی، به کمالی برسد که دیگران فاقد آن هستند، و این جنبه استثنایی دارد.)

انسان در سایه عبودیت و بندگی خدا و اخلاص در عبادت، برای خود سیری در تکامل باطنی دارد که ربطی به زندگی فردی و اجتماعی او ندارد و این سیر از حدود جسم و ماده بیرون است و هر فردی در این سیر معنوی خود، به فراخور حال خویش مقاماتی را به‌دست می‌آورد که چه بسا آن‌ها را در این جهان و یا پس از مرگ مشاهده نماید.

مقصود از کمال چیست؟

وقتی می‌گوییم خداوند کمال مطلق و نامتناهی است، مقصود از آن، همان «صفات جمال» خدا؛ از قبیل «علم» و «قدرت» و «حیات» و «اراده» است. هرگاه بنده‌ای در پرتو پیمودن راه اطاعت، گام در درجات کمال می‌گذارد و از نردبان کمال بالا می‌رود، مقصود این است که کمال وجودی بیشتری به‌دست آورده و علم بیشتر، قدرت زیادتر، اراده‌ای نافذتر و حیاتی جاودانه‌تر پیدا می‌کند. در این صورت می‌تواند از فرشته بالاتر قرار گیرد و از کمالات بیشتری بهره‌مند گردد.

پیامبر گرامی‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در ضمن حدیثی به مقامات بلند سالکان راه حق و پویندگان راه عبودیت و بندگی اشاره نموده، سخن پروردگار را چنین نقل می‌فرماید: «هیچ بنده‌ای به‌وسیله کاری، نسبت به من تقرب نجسته که محبوب‌تر از انجام فرایض بوده باشد. (آن‌گاه فرمود:) بنده من با گزاردن نمازهای نافله آن‌چنان به من نزدیک می‌شود که او را دوست می‌دارم. وقتی او محبوب من شد، من گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود، و چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند و زبان او می‌گردم که با آن سخن می‌گوید، و دست او می‌شوم که با آن حمله می‌کند. هرگاه مرا بخواند اجابت می‌کنم و اگر چیزی از من بخواهد می‌بخشم». (اصول کافی/۲/۳۵۲)

دقت در این حدیث، ما را به عظمت کمالی که انسان در سایه انجام فرایض و نوافل پیدا می‌کند، به‌خوبی رهبری می‌کند. در این حالت قدرت درونی انسان به حدی می‌رسد که با قدرت الهی صداهایی را که با نیروی عادی نمی‌شنید، می‌شنود و صور و اشباحی را که دیدگان عادی را یارای دیدن آن‌ها نیست، می‌بیند. سرانجام خواسته‌های او جامه عمل پوشیده، حاجت‌هایش برآورده می‌شود، در نتیجه دوست خدا می‌شود و عمل او، عمل خدایی می‌گردد.

آثار بندگی و کمال نفسانی

یکی از آثار کمال نفس، تصرف در جهان طبیعت به اذن خداست. توضیح این‌که در پرتو عبادت و بندگی، نه‌تنها حوزه بدن تحت فرمان و محل نفوذ اراده انسان قرار می‌گیرد، بلکه جهان طبیعت نیز مطیع انسان می‌گردد و آدمی به اذن پروردگار جهان، در پرتو نیرو و قدرتی که از تقرب به خدا کسب نموده است، در طبیعت تصرف می‌کند و مبدأ یک سلسله معجزات و کرامات می‌شود و در حقیقت قدرت تصرف و تسلط بر تکوین پیدا می‌کند.

قرآن و کرامات اولیا

قرآن کراماتی را از انبیای الهی نقل می‌کند که بر اثر کمال نفسانی، به اذن خداوند می‌توانستند در تکوین تصرف کنند. اکنون به صورت گذرا به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

* تصرف یوسف برای بینایی پدر

یعقوب بر اثر مفارقت یوسف، سالیان دراز گریه کرد و در آخر عمر بینایی خود را از دست داد. پس از سال‌ها، یوسف به فردی مأموریت داد که به کنعان برود و پیراهن او را بر چهره یعقوب بیفکند تا بینایی خود را باز یابد. مژده‌رسان آمد و دستور او را عمل کرد و در همان لحظه او بینایی خود را باز یافت.

«فلمّا أن جاء البشیر ألقاه علی وجهه فارتدّ بصیراً»؛ (یوسف/۹۶) «هنگامی که مژده‌رسان آمد، پیراهن یوسف را به صورت او افکند او بینایی خود را بازیافت».

شکی نیست که مؤثر واقعی خداست، ولی خدا به «سبب»، که همان خواست یوسف است، این توان را بخشیده است که اگر اراده چیزی کند، خواسته‌اش عملی شود. این‌که او این کار عظیم را با یک سبب ساده (افکندن پیراهن بر چهره پدر) به انجام رسانید، نشان از آن دارد که معجزات و کرامات پیامبران به‌وسیله امور ساده صورت می‌پذیرد تا مردم تصور نکنند که او از طریق علمی و صنعتی به این کار دست زده است.

* قدرت‌نمایی یاران سلیمان

همگی می‌دانیم که سلیمان ملکه سبأ را احضار کرد، ولی پیش از آن‌که وی به حضور سلیمان برسد، سلیمان به حاضران در مجلس خود چنین گفت: «… یا أیّها الملؤا أیّکم یأتینی بعرشها قبل أن یأتونی مسلمین»؛ (نمل/۳۸) «ای جماعت کدام‌یک از شما می‌تواند تخت بلقیس را برای من بیاورد، پیش از آن‌که (بلقیس و همراهان) او مطیعانه وارد شوند؟» یک نفر از جنیان گفت: «…أنا آتیک به قبل أن تقوم من مقامک وإنّی علیه لقویّ أمین». (نمل/۳۹) «پیش از آن‌که تو از جای خود برخیزی (مجلس به پایان رسد) من آن‌را می‌آورم و من بر این کار توانا و امینم». فرد دیگری که مفسران نام او را «آصف‌بن برخیا» وزیر سلیمان و خواهرزاده او می‌دانند، اعلام کرد که در یک چشم به هم زدن می‌تواند آن‌را بیاورد، چنان‌که خداوند می‌فرماید: «قال الذی عنده علم من الکتاب أنا آتیک به قبل أن یرتدّ إلیک طرفک فلمّا رآه مستقرّاً عنده قال هذا من فضل ربّی…»؛ (نمل/۴۰) «کسی که نزد او دانشی از کتاب بود (که درباره حقیقت این کتاب باید در جایی دیگر گفت‌وگو کرد)، چنین گفت: پیش از آن‌که تو چشم بر هم بزنی، آن‌را در این مجلس حاضر می‌کنم. وقتی تخت را در برابر خود حاضر دید، گفت: این نعمتی است از جانب خدا بر من».

باز هم قدرت‌ نمایی سلیمان

قرآن مجید درباره سلیمان نبی با صراحت می‌فرماید: باد به فرمان او به هر طرف که می‌خواست جریان پیدا می‌کرد. مسیر باد که جزو نظام آفرینش است، به اراده نافذ سلیمان تعیین می‌گردید، چنان‌که می‌فرماید: «ولسلیمان الریح عاصفهً تجری بأمره إلى الأرض التی بارکنّا فیها وکنّا بکلّّ شیء عالمین؛ (انبیاء/۸۱) باد توفنده و تند را برای سلیمان رام کردیم؛ به‌طوری که به فرمان وی به سوی سرزمینی که برکت دادیم، جریان پیدا می‌کرد و ما به همه چیز عالم هستیم».

نکته قابل توجه این است که این آیه‌ با صراحت هر چه کامل‌تر، جریان باد و تعیین مسیر و سمت آن‌را معلول امر سلیمان (اراده نافذ او) می‌داند چنان‌که می‌فرماید: «تجری بأمره»: «به فرمان او جریان داشت».

در آیه دیگر (سبأ/۱۲) می‌خوانیم: بادی که سلیمان از آن به‌عنوان مرکب استفاده می‌کرد، از صبح تا ظهر مسافت یک‌ماه و از ظهر تا شب مسافت یک‌ماه دیگر را طی می‌کرد و این مرد الهی می‌توانست مسافتی را که مرکب‌های آن روز تقریباً در ظرف دوماه طی می‌کردند، در ظرف یک روز طی کند.

درست است که خداوند باد را برای او رام و مسخر کرده بود، اما جمله «تجری بأمره» «به فرمان سلیمان حرکت می‌کرد و از حرکت باز نمی‌ایستاد» صراحت دارد که امر و اراده سلیمان در بهره‌برداری از این پدیده طبیعی، کاملاً مؤثر بوده است؛ مثلاً تعیین وقت حرکت و مسیر آن و باز ایستادن آن از حرکت بستگی به اراده نافذ سلیمان داشت.

موجوداتی مانند جن که با دیدگان عادی دیده نمی‌شوند، در تسخیر وی بودند و آن‌چه او از آن‌ها می‌خواست، انجام می‌دادند، چنان‌که می‌فرماید: «ومن الجنّ من یعمل بین یدیه بإذن ربّه… یعملون له ما یشاء…؛ (سبا/۱۲۱۳) گروهی از جن در برابر او به فرمان خداوند کار می‌کردند… برای او آن‌چه می‌خواست انجام می‌دادند».

ظاهر مجموع آیات این است که چگونگی بهره‌برداری او از باد و غیره یکسان بوده است. درست است که خداوند بزرگ این پدیده‌ها را برای او تسخیر کرده بود، اما در عین حال اراده او بی‌اثر نبود. تا اراده سلیمان تعلق نمی‌گرفت، معدن مس به صورت چشمه آب روان نمی‌گشت و جن کاری را انجام نمی‌داد. همه این‌ها نوعی ولایت بر تکوین است و معنی آن این است: پیامبری بر اثر قربی که به خدا دارد، منزلتی می‌یابد که طبیعت و حتی موجودات نامرئی به نام جن، به اذن خدا به فرمان او باشند و از حوزه نفوذ او خارج نشوند.

تصرف‌های حضرت مسیح(علیه السلام)

قرآن مجید بعضی از کارهای خارق‌العاده را به حضرت «مسیح» نسبت می‌دهد و بیان می‌کند که همه این کارها از نیروی باطنی و اراده خلاق او سرچشمه می‌گرفت، چنان‌که می‌فرماید: «…أنیّ أخلق لکم من الطین کهیئه الطیر فأنفخ فیه فیکون طیراً بإذن الله وأبرئ الأکمه والأبرص وأحی الموتى بإذن الله…؛ (آل‌عمران/۴۹) من برای شما از گل، شکل مرغی می‌سازم و در آن می‌دمم که به اذن خدا پرنده می‌شود، کور مادرزاد و پیس را شفا می‌دهم و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم».

در این آیات حضرت مسیح، امور زیر را به خود نسبت می‌دهد: ۱. ساختن پرنده‌ای از گل. ۲. دمیدن در پرنده و زنده کردن آن. ۳. شفای کور مادرزاد. ۴. درمان بیماری پیسی. ۵. زنده کردن مردگان.

حضرت مسیح خود را فاعل این امور می‌داند، نه این‌که او درخواست کند و خدا انجام دهد، بلکه می‌گوید: «این کارها را من به اذن خدا انجام می‌دهم». اذن خدا در این موارد چیست؟ آیا اذن در این موارد یک اجازه لفظی است؟ به‌طور مسلم چنین نیست، بلکه مقصود از آن اذن باطنی است. به این معنی که خدا به بنده خود آن‌چنان کمال و قدرت و نیرو می‌بخشد که وی به انجام چنین اموری توانا می‌گردد.

گواه این مدعا آن است که بشر نه‌تنها در امور غیرعادی به اذن خدا نیازمند است، بلکه در تمام امور به اذن خدا نیاز دارد و هیچ‌کاری بدون اذن او صورت نمی‌پذیرد. اذن الهی در تمام موارد، همان برخوردار کردن فاعل از قدرت و رحمت خویش می‌باشد. در آیه مورد بحث، حضرت مسیح تحقق امور یاد شده را به خود نسبت می‌دهد و در آیه دیگر، خود خدا نیز صریحاً امور مزبور را به خود او نسبت می‌دهد و می‌گوید: «…وإذ تخلق من الطین کهیئه الطیر بإذنی فتنفخ فیها فتکون طیراً بإذنی وتبرئ الأکمه والأبرص بإذنی وإذ تخرج الموتى بإذنی…؛ (مائده/۱۱۰) هنگامی از گل صورت پرنده‌ای را به اذن من می‌سازی و در آن می‌دمی و به اذن من پرنده می‌شود و کور مادرزاد و پیس را به اذن من شفا می‌دهی و مردگان را زنده می‌کنی…»
ولایت تکوینی و مسئله غلو

از اندیشه‌های باطل در مورد ولایت بر تصرف این است که تصور می‌شود چنین اعتقادی مایه «غلو» در حق پیشوایان است، در صورتی که چنین اعتقادی ارتباطی به غلو ندارد. «غالی» کسی است که بندگان خدا را از مقام عبودیت بالا برده و صفات خدا و افعال او را برای آنان ثابت کند؛ مثلاً بگوید: «تدبیر نظام آفرینش از آن پیشوایان معصوم است. آنان «خالق»، «رازق»، «محیی» و «ممیت» علی‌الاطلاق می‌باشند». حقیقت غلو این است که یا آن‌ها را خدا بدانیم و یا مبدأ افعال خدایی بشناسیم (مقصود از «افعال خدایی» این است که فاعل در فعل خود مستقل بوده و در انجام آن به مقامی متکی نباشد، خواه آن فعل به صورت فعل طبیعی انجام گیرد، یا به شیوه خارق عادت)، در حالی‌که هیچ‌کدام از این دو ملاک، در ولایت تکوینی موجود نیست؛ زیرا نه کسی آن‌ها را خدا می‌داند و نه افعال و کارهای الهی را برای آن‌ها اثبات می‌کند، بلکه می‌گوییم آنان در پرتو قرب الهی، دارای قدرتی می‌شوند که به اذن خداوند می‌توانند در مواردی که انگیزه ارشاد و اصلاح باشد، در جهان آفرینش تصرف کنند.

موقعیت انسان کامل نسبت به خدا، موقعیت فرزندی است که با سرمایه پدر در تجارتخانه او مشغول بازرگانی است و یا بسان وکیلی است که با سرمایه موکل خویش، کسب و کار می‌کند. تسلط و قدرت فرزند و وکیل، شاخه‌ای از اراده و خواست پدر و موکل است. از این جهت، این نوع قدرت و تسلط هرگز مایه شرک نبوده، بلکه بوی شرک را هم نمی‌دهد.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیهالله‌العظمی سبحانی همراه با تلخیص

[ad_2]

لینک منبع

مدیرگروه اطلاع رسانی رادیو قرآن منصوب شد

[ad_1]

احمد ابوالقاسمی، مدیر رادیو قرآن طی حکمی مهران رهبرحقیقت را به سمت مدیرگروه اطلاع رسانی این شبکه منصوب کرد.

به گزارش پرس شیعه، احمد ابوالقاسمی مدیر شبکه رادیویی قرآن مهران رهبرحقیقت را به مدیر گروه اطلاع رسانی این شبکه رادیویی منصوب کرد.

متن حکم بدین شرح است:

جناب آقای مهران رهبر حقیقت

نظر به تجارب مفید جنابعالی در رادیو قرآن بدینوسیله به سمت مدیر گروه اطلاع رسانی رادیو قرآن با گرایش انعکاس و اطلاع رسانی رویدادهای قرآنی منصوب می شوید .

اهم وظایف این مسئولیت عبارت است از :

ـاطلاع رسانی از رویدادهای قرآنی اعم از فعالیت های ترویجی، پژوهشی و آموزشی مراکز و نهادهای قرآنی کشور

پوشش و انعکاس نشست ها، همایش ها، محافل و مسابقات قرآنی ملی و بین المللی

انعکاس فعالیت های قرآنی کشور از طریق تولید برنامه، میان برنامه با استفاده از قالب های متنوع مانند گزارش، مصاحبه، میزگرد، گفتگو، برنامه های ترکیبی، مستند ….

پیگیری تحقق مطالبات قرآنی مقام معظم رهبری و جامعه قرآنی

توسعه و گسترش برنامه های تعاملی با مخاطبان در قالب برنامه های زنده، میدانی و مسابقه محور

موج آفرینی در راستای گسترش فعالیت های قرآنی با استفاده از توسعه ضریب نفوذ رسانه ملی ـ رادیو قرآن رسانه مرجع قرآنی ـ در سایه سرعت، دقت و صحت در اطلاع رسانی قرآنی

مشارکت با شورای هم افزایی فعالیت های مجازی دستگاه های قرآنی کشور در راستای سیاستگذاری منسجم و یکپارچه فعالیت های قرآنی در فضای مجازی از اهم وظایف این مسئولیت است .

احمد ابوالقاسمی

مدیر رادیو قرآن

[ad_2]

لینک منبع

بمباران مواضع جبهه النصره در القلمون/۴ کشته و ۳ زخمی در دیرالزور

[ad_1]

بمباران مواضع تروریستهای جبهه النصره در القلمون غربی و کشته و زخمی شدن ۷ نفر در حملات داعش به دیرالزور از مهمترین اخبار امنیتی سوریه است.

به گزارش پرس شیعه به نقل از النشره، منابع سوری اعلام کردند: جنگنده های سوری مواضع تروریستهای جبهه النصره را در فلیطه در القلمون غربی هدف قرار دادند.

از سوی دیگر در حملات خمپاره ای تروریستهای تکفیری داعش به دیرالزور ۴ نفر کشته و ۳ نفر دیگر زخمی شدند.

در همین حال یک منبع نظامی سوری اعلام کرد: ارتش سوریه موفق به آزادسازی ۴۰۰ کیلومتر مربع از مناطق صحرایی در مرزهای اردن و عراق در جنوب سوریه در جریان عملیات ضد داعش شده است.

[ad_2]

لینک منبع

بهار عربی توطئه‌ای برای نابودی مقاومت بود

[ad_1]

رییس شورای شرعی حزب الله لبنان از بهار عربی به عنوان توطئه ای جهت نابودی مقاومت اسلامی یاد کرد.

به گزارش پرس شیعه؛ هیأتی از جنبش توحید اسلامی لبنان به ریاست صهیب شعبان با حجت الاسلام شیخ محمد یزبک رییس شورای شرعی حزب الله در دفتر وی دیدار و گفت وگو کرد.

صهیب شعبان در این دیدار گفت: در این دیدار بر ادامه راه شیخ سعید شعبان رییس فقید این جنبش مبنی بر مبارزه با تفرقه میان شیعیان و اهل تسنن تأکید کرده و همواره در یک صف در مقابل دشمن تکفیری و صهیونیستی خواهیم ایستاد.

وی افزود: شیعه و سنی با قرار گرفتن در یک خندق می توانند با توطئه های دشمنان مقابله کنند.

حجت الاسلام یزبک نیز تصریح کرد: در ابتدای تاسیس جنبش مقاومت به رهبری سید عباس موسوی بارها با شیخ سعید شعبان دیدار کرده ایم. این عالم فقید خطر توطئه علیه اسلام را به خوبی درک کرده و وحدت اسلامی را پیگیری می کرد و بر این اساس باید راه آنان را جهت مقابله با توطئه مخدوش کردن اسلام ادامه دهیم.

این روحانی لبنانی اظهار داشت: جنگ سال ۲۰۰۶ اقدامی علیه مقاومتی بود که لبنان را از لوث اشغالگران آزاد کرد و برای اولین بار بود که صهیونیست ها مجبور شدند از خاکی که اشغال کردند، عقب نشینی کنند.

وی ادامه داد: این جنگ با دستور آمریکا و حمایت برخی کشورهای غربی و عربی برای نابودی حزب الله انجام گرفت زیرا حزب الله در رأس مقاومت قرار دارد. این مقاومت همچنان ادامه خواهد یافت و با دشمن صهیونیستی به مبارزه برمی خیزد.

شیخ یزبک تأکید کرد که هدف از آنچه بهار عربی نامید می شود، شعله ور کردن فتنه و جنگ در برخی کشورها و از هم فروپاشی و نابودی مقاومت بود و تحولات سوریه نیز بهترین دلیل بر این مساله به شمار می آید تا بگویند مقاومت هیچ خاستگاهی ندارد.

عضو ارشد مقاومت خاطرنشان ساخت: جنایت های تروریستی و فتنه و آشوب در لبنان نیز برای ریشه کن شدن مقاومت رخ دادند ولی ما اقدامات پیشگیرانه برای محافظت از امنیت جامعه انجام داده و به موفقیت رسیدیم.

[ad_2]

لینک منبع

عراق در دوران پساداعش یک کشور مناسب برای سرمایه گذاری خارجی است

[ad_1]

عضو ارشد پارلمان عراق در دیدار با سفیر چک در بغداد تصریح کرد که عراق در دوران پساداعش یک کشور مناسب برای سرمایه گذاری خارجی است.

به گزارش پرس شیعه؛ حجت الاسلام شیخ همام حمودی عضو ارشد پارلمان عراق در دیدار با یان فیجیتال سفیر چک در بغداد، به بررسی آخرین تحولات این کشور و راه‎های افزایش تبادل همکاری میان دو کشور پرداخت و گفت: عراق در دوران پساداعش یک کشور بسیار مناسب و منحصر بفرد برای سرمایه گذاری خارجی در میان کشورهای منطقه است.

وی افزود: عراق در یک دوران اقتصادی و صنعتی مناسبی قرار دارد و مسؤولان این کشور تصمیم دارند که سرمایه‎های خارجی برای بهبود و ارتقا صنعت اقتصادی و صنعتی این کشور جذب کنند.

عضو ارشد پارلمان عراق همچنین خواستار افزایش روابط و همکاری‎ها در زمینه‎های آموزش نظامی نیروهای امنیتی و دفاعی، درمانی، صنایع، پارلمانی و سیاسی با دولت چک است.

[ad_2]

لینک منبع