نظم نیاز عاطفی ماست/ اهمیت نظم و جایگاه تقسیم اوقات

[ad_1]

ترابی گفت: اهمیت نظم به حدّی است که برخی آن را یکی از مهمترین دلایل برای کشف عقلانیت حاکم بر جهان و هدفمندی آن و در نتیجه دلیلی بر وجود یا یگانگی پروردگار و صانع برای هستی می شمرند.

به گزارش پرس شیعه، متن زیر مشروح خطبه ای نماز جمعه هامبورگ به امامت حجت الاسلام ترابی است که در ادامه می خوانید.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الحمد لله الذی لا مُضادّ له فی مُلکه و لا مُنازِعَ لَهُ فی أمره. الحمدالله الذی لا شریک لَهُ فی خلقه و لا شبیه لَهُ فی عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سیدّنا ونبیّنا محمّد صلّی الله علیه وعلی آله الطاهرین واصحابه المنتجبین. عبادالله، أُوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. قال الله الحکیم فی محکم کتابه.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ

[خدای] رحمان قرآن را یاد داد انسان را آفرید به او بیان آموخت خورشید و ماه بر حسابی [روان]اند بوته و درخت چهره ‏سایانند و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت تا مبادا از اندازه درگذرید»  (الرحمن/ ۱ـ ۸)

مقدّمه

در خطبه ­های گذشته از آثار و برکات خانواده و همسرداری سخن گفتیم و دانستیم هر انسان عادی در کنار نیازهای مادی، ۲۰ نیاز عاطفیهم دارد که خانواده بهترین محمل برای به دست آوردن حمایت­های عاطفی در این موارد است. تا کنون درباره­ی پانزده مورد از نیازهای عاطفی سخن گفتیم که عبارت بودند از: نیاز به «محبّت»، «احترام»، «قبول عذر»، «امنیت»، «قدردانی و تشکّر»، « ابراز وجود»، «تعریف و تحسین»، «تأیید و پذیرفته شدن»، «خوب درک شدن»، «محفوظ ماندن حریم خصوصی»، «تعلّق و همبستگی اجتماعی»، «احساس پاک بودن»،  «احساس قدرت و توانایی»، «مورد اعتماد و اطمینان واقع شدن» و «احساس توانگری و دارا بودن». و امروز بإذن الله به شانزدهمیننیاز عاطفی انسان و نقش مثبتی که خانواده در این­باره می­تواند ایفا کند می­پردازیم. بحث این هفته در مورد نیاز به «نیاز به نظم و انضباط» است.

مطلب اوّل: اهمیت نظم و جایگاه تقسیم اوقات

اهمّیت نظم و ضرورت برنامه ریزی در زندگی، یک امر عقلایی و مورد توافق همه­ی عقلاست. بدیهی است که نظم و برنامه ریزی با مقوله­ی زمان و «بهره­ وری»[۱] از آن، در هم تنیده شده و برای آن ناگزیر از تقسیم اوقات ـ بر اساس ملاک­ها و مبانی فکری ـ هستیم. در منابع دینی نیز بر این امر عقلایی صحّه گذاشته شده و به دلیل ارزش والای اوقات عمر، نظم و برنامه ریزی در جهت تقسیم اوقات، امری ضروری دانسته شده است.

امیر مؤمنان علیه السلام آن­گونه که در نهج البلاغه آمده، توصیه به نظم را یکی از وصایای خود در واپسین لحظات زندگی قرار داده و فرمودند: «اُوصِیکُمَا وَ جَمِیعِ اَهلِی وَ وَلَدِی وَ مَن بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقوَی اللّهِ وَ نَظمِ اَمرِکُم»[۲]

برای تحقّق نظم و برنامه­ریزی مطلوب در زندگی، چاره­ای از تقسیم اوقات روزانه نیست.

تقسیم اوقات در اصل، یک سنّت الهی است، چنان که خداوند، زمان را به سال، ماه و روز تقسیم فرمود:

«إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللَّهِ»[۳]

و وقتی که مردم از پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله وسلم درباره­ی «هلال­ها» و تقسیم بندی سال پرسش کردند، خداوند متعال به پیامبر خود فرمود: به آن ها بگو که این ماه‏ها نشان دهنده­ی وقت‏ها برای نظام زندگی مردم است: «قُل هِی مَوَاقِیتٌ لِلنّاسِ».[۴] همچنین خداوند متعال همان گونه که در نظام تکوین، گردش ماه و خورشید را منظّم و تقسیم بندی شده در منازل و فلک معیّن قرار داده،[۵] اعمال عبادی بندگان را نیز با برنامه ی منظّم روزانه در طول اوقات شبانه روز تقسیم فرموده تا ضرورت نظم، زمان بندی و برنامه ریزی را در همه ی امور زندگی به بشر بیاموزد.

مطلب دوم: (نظم نیاز عاطفی ماست)

در آیات اوایل سوره مبارکه الرحمن که در ابتدای سخن تلاوت گردید سخن از میزان و هشدار به خارج نشدن از میزان است. همان طور که برخی از بزرگان (شهید امام موسی صدر) نیز به نوعی اشاره دارند، این آیات را می توان رهیافتی از نظم انضباط تکوینی به سوی ضرورت نظم و انضباط دقیق تشریعی و اعتباری عرفی در دو حوزه فردی و اجتماعی برشمرد: «وَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ»

اهمیت نظم و انضباط تکوینی در جهان هستی در جهان خارج و داخل انسان به حدّی است که برخی آن را یکی از مهمترین دلایل برای کشف عقلانیت حاکم بر جهان و هدفمندی آن و در نتیجه دلیلی بر وجود یا یگانگی پروردگار و صانع برای هستی می شمرند. در این راستا تا کنون تقریرات و بیانات متعددی از برهان نظم در کلام و فلسفه ارائه شده است.

در حوزه اعتباری نیز همه ما معمولا به طور شخصی این تجربه را از سر گذرانده ایم که در یک خانه یا اتاق کار زمانی که حتی فقط یکی از وسایل با نظم و ترتیب و به صورت درست در جای خاص خود قرار داده نشود همه به زحمت می افتند و سراسیمه و بی قرار می شوند. در جامعه بزرگ بشری نیز برای پیشرفت زندگی اجتماعی، نظم و انضباط حایز اهمیت فراوانی است؛ بلکه اگر نظم و انضباط نباشد هرج و مرج و آنارشیزم جامعه و آثار تمدن و فرهنگ را نابود خواهد کرد.

موضوع سخن این است که در حوزه اعتباری عرفی پیش از آنکه جامعه به نظم نیاز داشته باشد خود انسان در وجود خودش در ابعاد مختلف به نظم و انضباط احتیاج دارد؛ چون اگر انسان پی در پی با بی نظمی و بی انضباطی مواجه گردد سردرگم و گیج و کلافه می­شود و در صورت استمرار این حالات از حالت تعادل روحی و روانی خارج می گردد. بنابراین احتیاج به نظم و انضباط یک نیاز روحی و عاطفی برای انسان شمرده می شود. یکی از برکات خانواده تأمین این نیاز و نیز پرورش و جهت دهی آن برای افراد خانه است.

مطلب سوم (انضباط درونی و بیرونی)

یکی از آثار مثبت نظم موفقیت در امور است که به دو مؤلفه برنامه ریزی و اقدام مؤثر رابطه دارد. برنامه ریزی و اقدام مؤثر به دو نوع نظم و انضباط نیاز دارد که باید در حوزه اعتباری عرفی انسان مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد: یکی بیرونی (انضباط عملی) و دیگری درونی (انضباط فکری). این دو نظم و انضباط از هم بیگانه نیستند بلکه معمولا بر هم تأثیر گذار هستند. کسی که انضباط بیرونی نداشته باشد چه بسا انضباط فکری خود را هم نتواند حفظ کند و بر عکس. انضباط درونی (فکری) آن است که اوّلا موقع فکر و تصمیم گیری، مسائل مختلف بیجا و ناشیانه با هم مخلوط نشود. مثلا مسائل عاطفی با مسائل اقتصادی و سیاسی و خانوادگی و غیره با هم خلط و خبط نشود. ثانیاً در مورد چیزهایی که باید در آن مورد فکری شود به صورت متمرکز فکر شود و پراکنده نگری نباشد؛ یعنی اجازه ندهد موارد دیگر قدرت تمرکز او را بر هم بزند و هوش و حواسش را پرت کند.

خلاصه انضباط درونی یعنی نظم و ترتیب چهارچوبهای فکری و روندهای مدیریت «شناخت» و روند تأملات برای تفکیک و حل مسائل. امّا بحث ما در نیازهای عاطفی فعلا راجع به نیاز به نظم بیرونی (عملی) است.

خلاصه، موفقیت در گروه برنامه ریزی و اقدام مؤثر است و برای این دو باید هر دو نوع نظم درونی و بیرونی مورد نظر قرار گیرد.

مطلب چهارم (اعتدال در منضبط سازی)

یکی از نکات حایز اهمیت رعایت تعادل در مدیریت انضباط سازی یا تعریف انضباط به حسب شرایط و موارد است. سه نکته در اینجا حائز اهمیت است:

۱ـ انسان همان طور که به نظم و انضباط نیاز دارد به راحتی و آزادی عمل هم نیاز دارد. تعریف نظم و انضباط نباید به گونه ای خشک و افراطی صورت گیرد که رعایت آن در توان عرفی اشخاص نباشد و یا زندگی را به یک زندگی ماشینی تبدیل کند.

۲ـ انسان همانگونه که به نظم احتیاج دارد در برخی از موارد به مشارکت زنده و فعال در موارد و فرصت های کمتر پیش بینی شده هم نیاز دارد. استفاده از فرصت های پدید آمده گاهی نوعی نوسان و انعطاف و سیال بودن و قدرت مانور را برای ایجاد فضای ابتکار اقتضا می کند که با نظم و انضباط شرایط عادی فرق دارد. این درست نیست که به بهانه نظم و انضباط هرگونه تصمیم های موقعیتی را که پدید می آید از بین ببریم و به صورت ماشینی و مکانیکی عمل کنیم. به عنوان مثال شما هر روز شام را در خانه میل می کنید. این بار دوستی که از راه دوری آمده شما را به میهمانی شام بیرون خانه دعوت کرده و برنامه پیشنهادی طوری نیست که ضربه به خواب یا امور دیگر بزند. در اینجا درست نیست که دعوت او را به این دلیل که امروز صرف شام در خارج خانه جزء برنامه من نیست رد کنید. البته این طور هم درست نیست که انسان هر دعوتی را قبول کند بلکه باید مصالح و مفاسدش را بسنجد.

۳ـ انسان همانگونه که به نظم احتیاج دارد به مشارکت در تعریف نظم شخصی هم احتیاج دارد. باید برای تعریف نظم به دیگران و نظرات و سلایق آنان احترام گذاشت. این درست نیست که در تعریف نظم در خانه به صورت دیکتاتوری و یک جانبه اقدام شود. نظام خانواده ولایی است نه دیکتاتوری. فرق نظام ولایی با دیکتاتوری این است که دیکتاتور هر چه خودش دلش بخواهد به قانون تبدیل می کند و از همه انتظار دارد رعایت کنند و گرنه مستحق توبیخ کلامی یا تنبیهات دیگر باشند. ام در نظام ولایی، ولی با رعایت مصالح و سلایق مولی علیهم مقررات و آیین نامه ها را تنظیم می کند. خلاصه، زندگی درس ریاضی نیست؛ بلکه معجونی است از عقل، عشق، نظم، میل و سلیقه، سازگاری و مدارا. خصوصا وقتی که در ارتباط با دیگران معنا شود.

مطلب پنجم: (چند نمونه)

خوب است در پایان از باب مثال به نمونه هایی از نظم و انضباط در خانه و محل کار که به خوب شدن حال انسان کمک می کند اشاره گردد:

۱ـ نظم عبادی در خانه: حضرت یعقوب در پاسخ التماس دعا از سوی فرزندان آن را به آینده یعنی شب جمعه موکول کرد. البته این منافات با دعاهای آنی ندارد بلکه تأکیدی بر این نکته است که یشانطبق برنامه ریزی و انضباط عبادی خود، دعای رسمی را به مناسب ترین زمان تعریف شده برای دعا موکول کرد. این یک درس است که ما در خانه و خانواده برای مسائل عبادی نظم و انضباط داشته باشیم.

۲ـ نظم ارتباطی بین اعضا: تعریف نظم ارتباطی (کنتاکت) بین اعضا خانواده بسیار حایز اهمیت است. روند امور در خانه باید به گونه ای باشد که همیشه فرصت لازم و کافی برای شنیدن سخن همسر، رسیدگی به امور فرزندان و رسیدگی به امور خانه و خلوت شخصی وجود داشته باشد. مثلا همسر همواره به طور منظم و ثابت نیاز به این دارد که بعد از چند ساعت دوری از همسرش مورد مورد تفقد قرار گیرد. اگر این نظم و انضباط ارتباطی مختل گردد مشکلات جدی تری پدید خواهد آمد.

۳ـ تقسیم اوقات روزانه و تعیین جدول برنامه ریزهای عادی و فوق عادی می تواند به عنوان یک مثال کلان در نظر گرفته شود. لذا شایسته است که انسان برای هر یک بخشی از زمان شبانه روز اختصاص یابد تا به همه امور لازم به صورت بنامه ریزی شده رسیدگی گردد. طبق روایات باید اوقات به اجزائی تقسیم شود که (محورهای آن) عبارتند از: اصلاح امر معاش؛ توشه اندوختن برای معاد [قدم برداشتن در مسیر آخرت]؛ لذّت بردن از غیر حرام. «[پس بکوشید اوقات­تان چهار بخش باشد.] مسلم عاقل [تا عقلش برجاست] باید:

۱ـ بخشی از وقت را برای عمل به آن چه که بین او و خدای متعال است (عبادت) اختصاص دهد [پس ساعتی را با خداوند نیایش کند و ساعتی را به محاسبه ی نفس] [راجع به آن چه که انجام داده یا به تأخیر انداخته] بپردازد [و ساعتی برای تفکّر در آفریدگان خدای بزرگ قرار دهد]؛

۲ـ [بخشی از وقت را برای معیشت و کسب روزی صرف کند و زندگی خود را سامان دهد]؛

۳ـ بخشی از وقت را با دوستان و نزدیکان بگذراند؛ فیض معنوی دهد و فیض بگیرد. [ساعتی را به همنشینی با برادرانی اختصاص دهید که مورد اطمینان هستند و عیوب­تان را به شما می­شناسانند و در نهان نسبت به شما اخلاص می­ورزند] و [همدلی می­نمایند] و [ساعتی برای حضور نزد عالمان بصیرت بخش و خیرخواه] [تا] [در امر دین یاری­اش نمایند]؛

۴ـ بخشی از وقت را برای لذّت بردن از غیر حرام [آن­چه که حلال است و زینت است] خالی کند؛ چرا که این باعث موفّقیت در دو امر دیگر [امر آخرت و امور کسب و کار] می شود [و باعث آسودگی روح و آرامش قلبی می­گردد.]

[شخص عاقل باید نسبت به زمان خود بصیر باشد و به آن­چه که مناسب شأن اوست روی آورد؛ مواظب زبانش باشد. کسی که سخن را جزء عملش بشمارد، کلامش کوتاه خواهد شد، مگر در جای مناسب و بجا.] [سپس فرمود: کسی که دنیا را دوست بدارد ذلیل می­شود.] [و با زمانی که به تفریحات اختصاص می­دهید در سه ساعت دیگر موفق خواهید شد. خود را از فقر مترسانید و به طولانی بودن عمر امیدوار نسازید؛ زیرا کسی که به نداری بیندیشد بخل خواهد ورزید و کسی که به درازی عمر امید بندد حریص خواهد شد. برای خود بهره ای از دنیا قرار دهید و تمایلات حلالی را که به مروّت آسیب نمی­رساند و زیاده روی نباشد برآورید تا از آن بر امر دین یاری جویید. در روایت است: از ما نیست کسی که دنیا را به طور کامل به خاطر دینش ترک کند یا دینش را به خاطر دنیایش کنار گذارد…»[۶]

مهمترین مناسبت این ایام سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام است. شخصیتی که باید او را حقیقتا مغز متفکّر جهان اسلام در روزگار گسترش این آیین الهی نامید و جایگاه ایشان نزد برادران علمای اهل سنت از جایگاه رفیعشان نزد شیعیان اهل البیت علیهم السلام کمتر نیست چرا که علمای چهارگانه آنان مستقیم یا غیر مستقیم شاگرد امام صادق علیه السلام بودند و به آن افتخار می ورزند. در اینجا جا دارد همه دانشگاهها و محافل علمی غرب و خصوصا آلمان را به شناخت مکتب اهل البیت علیهم السلام دعوت کنم چرا که مکتب شیعه اهل البیت آنچنان که باید به خاطر مسائل تاریخی و سیاسی به غرب معرفی نشده و ناشناخته مانده است.

[۱]. به معنای بهره­مندی حداکثری و بهینه.

[۲]. محمّد بن حسین شریف الرضی، همان، نامه ۴۷، ص۵۵۸؛ «شما را، و تمام فرزندان و خاندانم را، و کسانی را که این وصیت به آن­ها می­رسد، به ترس از خدا و نظم در امور زندگی سفارش می­کنم».

[۳]. التوبه، ۳۶؛ «تعداد ماه­ها نزد خداوند در کتاب [آفرینش] الهی، دوازده ماه است».

[۴]. البقره، ۱۸۹؛ بگو: «آن­ها، بیان اوقات [و تقویم طبیعی] برای [نظام زندگی] مردم است».

.[۵] یس، ۳۹ـ۳۸.

[۶] . إِنَّ فِی‏ حِکْمَهِ آلِ‏ دَاوُدَ یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا یُرَی ظَاعِناً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ: مَرَمَّهٍ لِمَعَاشٍ أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ [خُطْوَهٍ فِی معاد] أَوْ لَذَّهٍ فِی غَیْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ. [اجْتَهِدُوا فِی أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ] یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ [مَا لَمْ یَکُنْ مَغْلُوباً عَلَی عَقْلِهِ] ۱ـ أَنْ یَکُونَ لَهُ سَاعَهٌ یُفْضِی بِهَا إِلَی عَمَلِهِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ [فَسَاعَهٌ یُنَاجِی‏ فِیهَا رَبَّهُ‏ و سَاعَهٌ یُحَاسِبُ فِیهَا نَفْسَهُ] [فِیمَا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ] [وَ یَتَفَکَّرُ فِیمَا صَنَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ] ۲ـ [و سَاعَهً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ و یَرُمُّ مَعَاشَهُ] ۳ـ وَ سَاعَهٌ یُلَاقِی إِخْوَانَهُ الَّذِینَ یُفَاوِضُهُمْ وَ یُفَاوِضُونَهُ فِی أَمْرِ آخِرَتِهِ [و سَاعَهً لِمُعَاشَرَهِ الْإِخْوَانِ‏ وَ الثِّقَاتِ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی الْبَاطِنِ] [و یصدقونه عن نفسه] [وَ سَاعَهٌ یَأْتِی أَهْلَ الْعِلْمِ الَّذِینَ یُبَصِّرُونَهُ أَمْرَ دِینِهِ وَ یَنْصَحُونَهُ] [و ینصرونه امر دینه] ۴ـ  وَ سَاعَهٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ [بِحَاجَتِهِ مِنَ الْحَلَالِ فِی المَطْعَمِ وَ الْمَشْرَبِ] [فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ] فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَی تِلْکَ السَّاعَتَیْنِ. [و اسْتِجْمَامٌ لِلْقُلُوبِ وَ تَوْزِیعٌ لَهَا] [تفریغ لها] [وَ عَلَی الْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ بَصِیراً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَی شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِهِ فَإِنَّ مَنْ حَسَبَ کَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ کَلَامُهُ إِلَّا فِیمَا یَعْنِیهِ] [ثُمَّ قَالَ مَنْ أَحَبَّ الْحَیَاهَ ذَلَّ] [وَ بِهَذِهِ السَّاعَهتَقْدِرُونَ عَلَی الثَّلَاثِ سَاعَاتٍ لَا تُحَدِّثُوا أَنْفُسَکُمْ بِفَقْرٍ وَ لَا بِطُولِ عُمُرٍ فَإِنَّهُ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالْفَقْرِ بَخِلَ وَ مَنْ حَدَّثَهَا بِطُولِ الْعُمُرِ یَحْرِصُ اجْعَلُوا لِأَنْفُسِکُمْ حَظّاً مِنَ الدُّنْیَا بِإِعْطَائِهَا مَا تَشْتَهِی مِنَ الْحَلَالِ وَ مَا لَا یَثْلِمُ الْمُرُوَّهَ وَ مَا لَا سَرَفَ فِیهِ وَ اسْتَعِینُوا بِذَلِکَ عَلَی أُمُورِ الدِّینِ فَإِنَّهُ رُوِیَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لِدِینِهِ أَوْ تَرَکَ دِینَهُ لِدُنْیَاه] [تَفَقَّهُوا فِی دِینِ اللَّهِ فَإِنَّهُ أَرْوِی مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فِی دِینِهِ مَا یُخْطِئُ أَکْثَرُ مِمَّا یُصِیبُ َإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِیرَهِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَهِ وَ السَّبَبُ إِلَی الْمَنَازِلِ الرَّفِیعَهِ وَ خَاصُّ الْمَرْءِ بِالْمَرْتَبَهِ الْجَلِیلَهِ فِی الدِّینِ وَ الدُّنْیَا وَ فَضْلُ الْفَقِیهِ عَلَی الْعِبَادِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَی الْکَوَاکِبِ وَ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فِی دِینِهِ لَمْ یُزَکِّ اللَّهُ لَهُ عَمَلًا]؛

[ad_2]

لینک منبع