گروه‌های تروریستی منطقه از سوی آمریکا و انگلیس تقویت می شوند

[ad_1]

سخنگوی ارشد نیروهای مسلح گفت: قرائن و شواهد و اسناد و مدارک حاکی از شکل‌گیری و یا تقویت گروه‌های تروریستی منطقه خاورمیانه از سوی آمریکا و انگلیس است.

به گزارش پرس شیعه؛ سردار سید مسعود جزایری سخنگوی ارشد نیروهای مسلح با اشاره به اینکه آمریکا تلاش می‌کند با معکوس کردن مفهوم تروریسم و گسترش دامنه آن به گروه‌های جهادی و گروه‌های مقاومت، مطلوبیت‌های خود را در منطقه غرب آسیا افزایش دهد، اظهار داشت: این در حالی است که آمریکا به عنوان ناقض اصلی حقوق بشر و اصلی‌ترین پشتیبان گروه‌های تروریستی و تروریسم دولتی شناخته می‌شود.

وی افزود: قرائن و شواهد و اسناد و مدارک حاکی از شکل‌گیری و یا تقویت گروه‌های تروریستی منطقه خاورمیانه از سوی آمریکا و انگلیس است.

جزایری در ادامه تاکید کرد: برای جلوگیری از ائتلاف نظامی امنیتی عربی- صهیونیستی، جامعه بزرگ عربی در منطقه و سراسر جهان بایستی حول محور آزادی سرزمین فلسطین و حمایت بیشتر از گروه‌های جهادی و مقاومت منطقه، ‌ با ارتقاء سطوح نظری و عملی مبارزه، ‌ روند جدیدی در مقابله با زیاده خواهی‌ها و تجاوزگری‌ آمریکا و صهیونیسم را آغاز کنند.

سخنگوی ارشد نیروهای مسلح سپس با بیان اینکه ارتجاع عرب و ارتجاع منطقه در وضعیت نامتعادل بسر می‌برد و همین امر فرصت را برای اعمال فشار مردم منطقه بر حکام مرتجع فراهم آورده است، یادآور شد: همه رژیم‌هایی که به تروریست‌ها در عراق و سوریه کمک کرده‌اند، گرفتار مشکلاتی هستند که در آینده مصائب آنها بیشتر هم خواهد شد و آمریکا نیز از این امر مستثنی نیست.

وی در ادامه افزود: آمریکا هر قدر تلاش کند چهره غده سرطانی و تروریست بزرگ یعنی رژیم صهیونیستی را رنگ و لعاب کند و یا از طریق ایران هراسی، اشغال فلسطین را به فراموشی بسپارد، باید بداند که این پدیده هرگز از دید ملت‌ها پنهان نخواهد شد و مبارزه مردم منطقه و ملت پایدار فلسطین با غاصبان صهیونیستی ادامه دارد و دامنه‌دار تداوم خواهد داشت.

این مقام ستاد کل نیروهای مسلح همچنین خاطرنشان کرد: به لحاظ تخصصی، پیروزی مقاومت منطقه و مبارزه با فلسطینی‌ها بر علیه غاصبان قدس شریف مورد وثوق کارشناسان نظامی است.

[ad_2]

لینک منبع

پنتاگون: هیچ پایگاه نظامی جایگزین پایگاه العدید قطر نمی‌شود

[ad_1]

در حالی که ترامپ اخیرا گفته بود اگر این کشور بخواهد می تواند ده ها پایگاه را جایگزین پایگاه هوایی العدید قطر کند، وزیر دفاع این کشور گفته قرار نیست واشنگتن به دنبال ساخت پایگاه جدیدی باشد.

به گزارش پرس شیعه به نقل از پایگاه خبری النشره، پرونده بحران کشورهای عربی با یکدیگر تا حد زیادی شکاف و اختلاف در بدنه دولت تازه کار آمریکا را آشکار کرده است، در حالی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به روشنی از مواضع عربستان و امارات در برابر قطر حمایت کرده و بارها دوحه را به حمایت از تروریسم متهم کرده است، رکس تیلرسون وزیر خارجه این کشور مطالبات کشورهای عربی از قطر را غیرقابل اجرا و توجیه های قطر را منطقی می داند.

اظهارات اخیر ترامپ درباره پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر که ۱۱ هزار نیروی آمریکایی در آن حضور دارند گوشه دیگری از اختلافات در واشنگتن را آشکار کرده است، ترامپ گفته بود اگر ایالات متحده مجبور شود از پایگاه هوایی العدید خارج شود ده ها کشور آمادگی دارند که میزبان نیروهای آمریکایی باشند و برای ایالات متحده یک پایگاه نظامی بسازند.

حالا پنتاگون در پاسخ به ترامپ این مسأله را رد کرده و جیمز متیس وزیر دفاع آمریکا اعلام کرده قرار نیست واشنگتن به دنبال ساخت پایگاه نظامی دیگری به عنوان جایگزین برای پایگاه نظامی العدید باشد.

در حالی که آمریکا عملیات های هوایی خود علیه داعش را از این پایگاه انجام می دهد متیس اعلام کرد که بحران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تأثیری بر فعالیت و عملیات های این پایگاه نداشته و آمریکا دلیلی نمی بیند که بخواهد به دنبال ساخت پایگاه های دیگری باشد.

وی تأکید کرده که این پایگاه یکی از مهم ترین پایگاه های نظامی برای جنگ علیه داعش به شمار می رود و به صورت ۲۴ ساعته فعالیت می کند و تجهیزات نظامی به آن ارسال می شود. وزیر دفاع آمریکا تأکید کرده با این وجود واشنگتن می خواهد بحران کشورهای عربی به زودی حل شود و با حمایت مالی از تروریسم مقابله می کند نه تنها در قطر بلکه در همه کشورها.

[ad_2]

لینک منبع

اسناد اخیر سیا نشانه عمق نفوذ آمریکا در دوره پهلوی است

[ad_1]

«یرواند آبراهامیان» ترس از الگوبرداری دیگر کشورها از جنبش ملی شدن نفت را دلیل اصلی کودتای ۲۸ مرداد معرفی کرده و می گوید علت تعلل در افشای اسناد سیا ابعاد نفوذ در امور داخلی ایران بوده است.

به گزارش پرس شیعه به نقل از مهر، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) چندی پیش برخی از اسناد کودتای ۲۸ مرداد را که به سرنگونی دولت مصدق نخست وزیری وقت ایران منجر شد، از حالت طبقه بندی محرمانه خارج کرد.

این اسناد در مقایسه با آنچه که سال ۲۰۰۰ میلادی به روزنامه «نیویورک تایمز» آمریکا درز کرد، مطلب زیادی درباره کودتا نمی گوید حال آنکه در عوض، ثابت می کند تا چه حد سیا و وزارت خارجه عمیقا از سال ۱۹۵۱ تا زمان سقوط حکومت پهلوی، درگیر مداخله در سیاست داخلی ایران بودند و شاید این مسئله را بتوان اصلی ترین دلیل برای تعلل در انتشار اسناد به شمار آورد.

در همین راستا خبرگزاری مهر مصاحبه ای با «یرواند آبراهامیان» تاریخ‌نگار ایرانی ساکن آمریکا انجام داد تا به ابعاد دخالت واشنگتن و همچنین هراس غرب از تاثیر ملی شدن صنعت نفت ایران بر دیگر کشورهای تحت سیطره آمریکا بپردازد.

آبراهامیان متولد سال ۱۳۱۹ در تهران است، وی دوره‌ کارشناسی و کارشناسی ارشد را در رشته‌ تاریخ در دانشگاه «آکسفورد» سپری کرد و پس از مهاجرت به آمریکا، از دانشگاه کلمبیا مدرک دکتری گرفت.

وی سابقه‌ تدریس تاریخ ایران در دانشگاه‌های پرینستون و آکسفورد را داشته و در کالج باروک دانشگاه نیویورک به تدریس تاریخ جهان و خاورمیانه مشغول است. «ایران بین دو انقلاب» از معروفترین آثار آبراهامیان است که به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. «تاریخ ایران مدرن»، «کودتای ۱۹۵۳؛ سیا و ریشه های روابط مدرن ایران و آمریکا» نیز از جمله آثار آبراهامیان در حوزه تاریخ معاصر ایران به شمار می روند. آبراهامیان عضو انجمن هنر و علوم آمریکاست و از وی به عنوان یکی از شاخص ترین مورخان تاریخ معاصر ایران نام برده می شود.

*ارزیابی شما از اسناد تازه منتشر شده آمریکا در خصوص کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایران که به سرنگونی دولت مصدق انجامید، چیست؟ آیا این اسناد موارد جدیدی به اسنادی که سیا سال ۲۰۰۰ در اختیار «نیویورک تایمز» قرار داد، می افزاید؟

اسناد تازه منتشر شده سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) که شمار آنها به ۳۷۵ مورد می رسد و شامل ۹۷۰ صفحه است، نه تنها مکاتبات سفارت آمریکا در ایران را شامل می شود بلکه صورت جلسه نشست شورای امنیت ملی و سیا با موضوع ایران را نیز در بر می گیرد.

اما آنچه که سیا در سال ۲۰۰۰ در گزارشی با عنوان «سرنگونی مصدق نخست وزیر ایران» یا همان اسناد «ویلبر» در اختیار نیویورک تایمز قرار داد، بیشتر حکم دفترچه راهنما برای کودتاهای آتی را داشت و لزوما هدف از آن بهبود وجهه سیا عنوان نمی شود.

به هر حال اسناد ویلبر اطلاعات ارزشمندی از نحوه کودتای ۲۸ مرداد در اختیار ما قرار داد حال آنکه تنها بخش مهم آن که تعمدا از قلم افتاد و فاش نشد، پیوستی است که نام سیاستمداران ایرانی، روزنامه نگاران، روحانیون، سناتورها و نمایندگان مجلس را که در کودتا سهیم بودند، شامل می شود.

جالب اینکه این بخش به اسناد تازه منتشر شده نیز ضمیمه نشده و احتمالا به دلیل اشارات متعدد به دولت بریتانیا قرار هم نیست که در آینده منتشر شود.

حتی در سال ۱۹۹۱ هم که وزارت خارجه آمریکا تحت فشار کنگره قول داد تا نسخه کاملتری از اسناد کودتای ۲۸ مرداد را منتشر کند، این امر با توجه به لزوم شفاف سازی از سوی انگلستان به تاخیر افتاد. بعدها هم یکی از دلایل واشنگتن برای تعلل در انتشار اسناد، امکان به مخاطره افتادن توافق هسته ای ایران عنوان شد.

به هر حال، اسنادی که ماه پیش از سوی سیا منتشر شد، اطلاعاتی بیش از آنچه که در سال ۲۰۰۰ به نیویورک تایمز راه یافت درباره خود کودتا در اختیار ما قرار نمی دهد حال آنکه در عوض حاوی اطلاعات بسیار وسیع و شگفت آوری از دخالت آمریکا در ایران آن زمان است.

*این دخالت ها به طور ویژه در چه حوزه هایی مشهود است و آمریکا تا چه اندازه در انتخاب مقامات ایران نقش داشته است؟

این اسناد حاکی از عمق نفوذ آمریکا در کوچکترین اجزاء سیاست داخلی ایران است. اینجا منظور تنها دخالت سیا نیست بلکه نفوذ «لوی هندرسون» سفیر وقت آمریکا در تهران نیز حائز اهمیت است. وی دائما شاه را به خلاصی از دست مصدق تشویق می کرد و حتی لیستی را مورد بررسی قرار داد که در آن نام ۱۸ گزینه مورد نظر واشنگتن برای جانشینی مصدق ذکر شده بود. حتی وی بود که مقدمات جایگزینی موقت «قوام» در جولای ۱۹۵۲ را آماده کرد و همین مسئله به قیام ۲۰ جولای (۳۰ تیر) منجر شد. هندرسون بود که در اوایل ۱۹۳۵ مانع از خروج محمدرضا پهلوی شاه مخلوع ایران شد و زمینه درگیری ۸ اسفند را که در جریان آن اراذل و اوباش به منزل مصدق حمله کردند، فراهم آورد. وی حتی نقشی پررنگ در دامن زدن به اختلافات «آیت الله کاشانی» و مصدق ایفا کرد.

شاید شدت مداخلات هندرسون در سیاست داخلی ایران اصلی ترین دلیل تعلل وزارت خارجه آمریکا به انتشار اسناد کودتا علیه مصدق بود.

از سوی دیگر، سیا نیز از دخالت در امور داخلی ایران فروگذار نمی کرد تا آنجا که حتی در انتخابات پارلمانی ۱۹۵۲، لیست نامزدهای انتخاباتی از زیر دست سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا گذشت.

*چرا ملی کردن صنعت نفت که بیشتر متوجه شرکت نفت بریتانیا بود، به مذاق آمریکا خوش نیامد؟

باید گفت اسناد تازه منتشر شده این ذهنیت را که کودتای ۲۸ مرداد در ادامه رقابت های دوره جنگ سرد شکل گرفت و نه لزوما برای حفظ تسلط بر بازارهای نفتی جهان به چالش می کشد. در اسناد سیا تاکید می شود که نباید از هیچ تلاش عامدانه ای برای کم اهمیت جلوه دادن مسئله نفت خودداری کرد. شورای امنیت ملی آمریکا تنها به فاصله ۲ هفته بعد از ملی شدن صنعت نفت ایران تاکید می کند «آمریکا نباید در این جدال نقشی خنثی ایفا کند و حمایت قاطع از بریتانیا ضروری است چراکه ایران به قرارداد خود پشت پا زده و به این ترتیب به الگویی بد برای دیگر کشورها از جمله عراق تبدیل می شود».

این شورا همچنین می افزاید: ایران (با ملی کردن صنعت نفت) وضعیتی فراگیر را به وجود آورد که ما باید هرچه در توان داریم برای مهار آن انجام دهیم.

حتی انگلستان در پیامی محرمانه خطاب به آمریکا تاکید می کند: بررسی شرایط جبران خسارت باید در راستای تضمین عدم پشت پا زدن به الزامات قید شده در قراردادها باشد و مانع از تخریب الگوی قیمت جهانی نفت شود.

به این ترتیب، علیرغم تاکید بسیاری از کارشناسان مبنی بر اینکه کودتای ۲۸ مرداد هیچ ربطی به صنعت نفت نداشت باید گفت ۳۷۵ سند تازه رو شده درباره این بخش از تاریخ ایران با چکیده ای درباره توافق نفتی ۱۹۵۴ به پایان می رسد که در واقع حکم ملی زدایی از صنعت نفت و واگذاری کنترل دوباره آن به شرکت های بزرگ غربی را دارد.

*با توجه به اینکه چندی پیش «رکس تیلرسون» وزیر خارجه آمریکا و تنی چند از مقامات این کشور در گزافه گویی های خود از لزوم تغییر نظام ایران سخن گفتند، آیا می توان معنای خاصی ازهمزمانی این اظهارات و انتشار اسناد سیا استنباط کرد؟

فکر نمی کنم انتشار اسناد جدید هیچ ربطی به اظهارات فعلی درباره تغییر نظام ایران (regim change) داشته باشد و همزمانی نشر آنها کاملا اتفاقی است. در واقع وزارت خارجه تحت فشار انجمن تاریخ آمریکا مجبور به رو کردن این اسناد شد.

منبع؛ مهر

[ad_2]

لینک منبع

دولت باید هزینه‌ استقرار امنیت پایدار در مرزهای شرقی را پرداخت کند

[ad_1]

مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا حضور سپاه در مرزهای شرقی کشور در جهت استقرار امنیت پایدار در شرق کشور نامید و گفت: دولت بایستی هزینه‌های استقرار امنیت پایدار در مرزهای شرقی را پرداخت کند.

به گزارش پرس شیعه؛ سردار سرلشکر سیدیحیی صفوی دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا در بازدید از قرارگاه منطقه‌ای ثامن الائمه (ع) و در جمع فرماندهان و معاونان این قرارگاه با گرامیداشت یاد و خاطره شهداء استان خراسان گفت: یاد شهدا استان خراسان را در ۸ سال دفاع مقدس و جنگ کردستان گرامی میدارم، اینجانب از نزدیک شاهد رشادتها و قهرمانی های شهدای گرانقدر این استان، همچون شهیدان شوشتری، محمودزاده، کاوه و برونسی بوده‌ام.

صفوی با اشاره به شکست راهبردی آمریکا از جمهوری اسلامی ایران گفت: قدرت آمریکا رو به افول است و از سال ۲۰۲۵ به بعد قدرت از غرب جهان به سمت شرق جهان و قاره آسیا (چین، روسیه و هند) به حرکت خواهد آمد و در حال حاضر ایران بعنوان قدرت منطقه ای در منطقه غرب آسیا مطرح است.

وی افزود: آمریکا از سال ۲۰۰۱ تا کنون شکست های راهبردی فراوانی را متحمل شده است و با حمله نظامی به افغانستان و عراق و هزینه کردن چند تریلیون دلار و متحمل شدن چند هزار کشته و زخمی علاوه برآنکه تضعیف شده به اهداف از پیش تعیین شده خود نرسیده است.

وی ادامه داد: هم اکنون ائتلاف آمریکا و صهیونیست ها و سعودی و ترکیه و اردن با شکست مواجه شده و ائتلاف ایران، روسیه، سوریه و حزب الله لبنان به پیروزی رسیده‌اند و به فضل الهی ایران به یک قدرت منطقه ای تبدیل شده است.

دولت باید هزینه‌ ثبات مرزها را پرداخت کنددستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا با اشاره به تلاش دشمنان در هدف قرار دادن امنیت در داخل کشور گفت: اولویت دشمنان خارجی ما خدشه‌دار کردن امنیت داخلی کشور در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی فرهنگی و امنیتی است و استقرار نیروی زمینی سپاه در مناطق مرزهای شرقی کشور در جهت ثبات و استقرار امنیت پایدار در شرق کشور است و در این راستا نیز دولت بایستی هزینه‌های استقرار امنیت پایدار در مرزهای شرقی را پرداخت کند، چراکه تامین امنیت پایدار زمینه اجرای برنامه های پنج ساله ششم دولت را در مناطق شرقی کشور یعنی استانهای سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی و خراسان رضوی و شمالی فراهم می‌کند.

[ad_2]

لینک منبع

سردار غیب پرور از روحانی حادثه دیده متروی شهر ری عیادت کرد

[ad_1]

در پی حادثه روز گذشته ایستگاه متروی شهر ری و مجروحیت حجت الاسلام خلیل ذوالفقاری، سردار غیب پرور از وی عیادت کرد.

به گزارش پرس شیعه؛ در پی حادثه ایستگاه متروی شهر ری و مجروحیت حجت الاسلام خلیل ذوالفقاری سردار غیب پرور از وی عیادت کرد.

وی ضمن جویا شدن روند درمانی مجروح این حادثه، با اشاره به تاکیدات مکرر اسلام مبنی بر مسؤلیت جمعی افراد در امور اجتماعی گفت : وظیفه دستگاه های مختلف و خصوصا دستگاه قضایی زمینه سازی و حمایت از آمران به معروف وناهیان از منکر است.

رییس سازمان بسیج مستضعفین با تأکید بر این که امنیت اماکن عمومی و امنیت نوامیس آحاد جامعه حق مردم است گفت : باید مراقبت نمود که شرایط اجتماعی جامعه به سمتی پیش نرود که عده ای معدود به حقوق مردم تعرض نمود و امنیت آنها را به مخاطره بیاندازند.

سردار غیب پرور با بیان اینکه برخورد با معضلات اجتماعی و اخلاقی علاوه بر کار انتظامی نیاز مند کار فرهنگی می‌باشد، گفت دستگاه های فرهنگی کشور با بهره گیری از ظرفیت هایی که در اختیار دارند باید نسبت به فرهنگ سازی و آگاه سازی مردم اقدامات لازم را انجام دهند.

وی در پایان با تشکر از عملکرد نیروی انتظامی در این حادثه گفت: نباید اجازه داد متجاهران به نوامیس مردم گستاخانه به حقوق مردم تجاوز نمایند.

[ad_2]

لینک منبع

نخستین شبکه تلفن ثابت بخش خصوصی افتتاح شد

[ad_1]

وزیر ارتباطات نخستین شبکه تلفن ثابت مبتنی بر نسل آینده شبکه های مخابراتی و در قالب شبکه دسترسی فیبرنوری را افتتاح کرد.

به گزارش پرس شیعه، این شبکه ارتباطات ثابت  توسط بخش خصوصی و در فاز نخست با هدف نصب و راه اندازی ۵٠ هزار خط تلفن ثابت به بهره  برداری رسید.

قرار است این شبکه در فاز نخست تا پایان سال و در شهرهای تهران، زنجان و بوشهر ۵٠ هزار خط تلفن مبتنی بر فناوری نسل آینده شبکه های مخابراتی (NGN) و دیتا دایر شود و در نیمه اول سال آینده نیز ۵٠ هزار خط تلفن به این شبکه افزوده شود.

این فناوری روی شبکه دسترسی فیبرنوری راه اندازی شده تا امکان استفاده از خدمات دیتا روی خط تلفن برای مشترکان فراهم شود.

در مراسم رونمایی از این شبکه که صبح امروز صورت گرفت محمود واعظی وزیر ارتباطات به صورت نمادین و از طریق ویدئو کنفرانس این شبکه را در شهرک فرهنگیان استان زنجان، شهر جدید پرند استان تهران و شهر دلوار و عالیشهر و شهرک صنعتی بوشهر، افتتاح کرد.

در این مراسم همچنین پروژه های مبتنی بر فاز تکمیلی شبکه ملی اطلاعات از جمله شبکه اینترنت اشیا، خانه هوشمند، سامانه آموزش الکترونیکی، سامانه آنلاین تامین کالای مصرفی، شبکه استعلام بها وسامانه تخصصی نمایش درخواستی به عنوان خدمات پایه شبکه ملی اطلاعات رونمایی شد.

[ad_2]

لینک منبع

کنفرانس ظرفیت شناسی فضای مجازی در ارتقای آموزش های دینی

[ad_1]

دانشگاه مجازی المصطفی(ص) با همکاری دانشگاه ادیان کنفرانس ظرفیت شناسی و تاثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش های دینی در قم برگزار می شود.

به گزارش پرس شیعه به نقل از روابط عمومی دانشگاه ادیان و مذاهب، کنفرانس ظرفیت شناسی و تاثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش های دینی از سوی دانشگاه مجازی المصطفی (ص) برگزار می شود.

این کنفرانس که با همکاری دانشگاه ادیان و مذاهب، در تاریخ ۲۷ و ۲۸ مهرماه ۱۳۹۶ از سوی دانشگاه مجازی المصطفی (ص) در قم برگزار می شود.

دبیرخانه کنفرانس ظرفیت شناسی و تاثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش های دینی» اعلام کرد: با توجه به درخواست اساتید، محققان و تعدادی از مراکز پژوهشی و علمی، مهلت ارسال چکیده مقاله تا ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ تمدید شد. خاطر نشان می کند که مهلت ارسال اصل مقاله تا ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ می باشد.

علاقه‌مندان می توانند در سامانه کنفرانس به آدرس hamayesh.miu.ac.ir/cyberspace ثبت نام کنند و چکیده مقاله خود را حداکثر تا تاریخ مذکور، از طریق صفحه کاربری خود ارسال نمایند.
 
مقالات پذیرفته شده در پایگاه های معتبر علمی از جمله ISC ,SID و سیویلیکا نمایه خواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع

اختراع دستگاه مچی سنجش فعالیت خواب در دانشگاه علوم پزشکی مشهد

[ad_1]

محقق و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد موفق به طراحی ساخت و دستگاه سنجش مچی فعالیت خواب با قابلیت ارائه الگوی بهداشت خواب شد.

به گزارش پرس شیعه به نقل از دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دکتر مهناز امینی عضو هیات علمی گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با همکاری دکتر هادی شهرکی دستگاه سنجش فعالیت خواب مچی با قابلیت ارائه الگوی بهداشت خواب موفق طراحی و ساخته و با شماره ۹۱۷۸۳ به ثبت اختراع رسانده است.

امینی در این باره اظهار داشت: به وسیله این دستگاه می توان اختلالات ریتم سیرکادین را تشخیص داد، الگوی خواب و بیداری را مشخص کرده و آن را اصلاح کرد.

وی با اشاره به اینکه نمونه خارجی این دستگاه با هزینه ای بالغ بر چهار هزار دلار خریداری می شود، اظهار داشت: دستگاه حاضر با هزینه تمام شده ای حدود دو میلیون تومان تولید شده است.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: خواب بخش مهمی از زندگی ما را تشکیل می دهد. اینکه چه میزان از شبانه روز را در خواب یا بیداری می گذرانیم، توسط ریتم سیرکادین تعیین می شود.

امینی خاطر نشان کرد: ریتم سیرکادین تعیین کننده اصلی ساعت خواب و احساس خواب آلودگی و یا بیدار شدن و برخاستن از بستر است.

وی با اشاره به اینکه عوامل دیگری همچون میزان نور محیط، سفر در طول جغرافیایی و ساعت کار نیز بر ساعت خواب تاثیر می گذارند، تاکید کرد: برخی از اختلالات ریتم سیرکادین شامل کوتاه تر یا طولانی تر شدن ریتم سیرکادین نسبت به زمان ٢۴ ساعت است. گاهی این ریتم کاملا نامنظم است و فرد هیچ الگوی قابل پیش بینی از ساعت به خواب رفتن و بیدار شدن ارائه نمی دهد.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تاکید کرد: ریتم سیرکادین به طور طبیعی کمی بیشتر از ٢۴ ساعت است. بدین معنی که اگر در شرایطی قرار بگیریم که نور محیط را درک نکنیم، هر روز کمی دیرتر از روز قبل بیدار می شویم. ولی آنچه تنظیم کننده ساعت خوابیدن یا بیدار شدن ما است، مجموعه ای از این عوامل است.

وی با اشاره به اینکه به چند روش شامل پرسشنامه، تکمیل لاگ و استفاده از اکتی گراف می توان اختلالات ریتم سیرکادین را بررسی کرد، اظهار داشت: در روش اکتی گراف به کمک حسگرهای دقیقی که درون یک دستگاه در ابعاد ساعت مچی طراحی شده و با باتری هایی با عمر طولانی کار می کند، سیکل خواب و بیداری فرد در بازه زمانی به مدت یک تا دو هفته سنجیده می شود.

امینی افزود: این روش غیرتهاجمی، ارزان و سبک بوده و تداخلی با زندگی فرد ایجاد نمی کند.

وی افزود: قرار گرفتن در معرض نور زیاد در ساعات عصر و شب تاثیر نامناسبی بر روی ریتم سیرکادین و تنظیمات داخلی بدن که سبب احساس نیاز به خواب می شوند، دارند. یکی از بهترین روشها برای کمک به پزشک در درمان اختلالات ریتم سیرکادین، محدود کردن ساعت استفاده از وسایل الکترونیکی مانند تبلت، موبایل و رایانه بویژه در ساعات عصر و شب است.

[ad_2]

لینک منبع

رجعت از ضروریات مذهب شیعه است/ شکوفایی عقل در آخرالزمان

[ad_1]

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا گفت: رجعت از ضروریات مذهب شیعه است، نه از ضروریات اسلام، بنابراین نباید رشته اخوت اسلامی را با دیگران به خاطر آن گسست هرچند باید به دفاع منطقی آن ادامه داد.

به گزارش پرس شیعه به نقل از مهر، تشریح بایسته های پیشرفت عقول و افکار صحیح انسانی و اسلامی با توجه به فرامین و منویات الهی و تبیین جایگاه آیات و روایات در باب عصر ظهور و شروع نهضت عالی و فراگیر اسلامی و پیشرفت آن در چارچوب جوامع بشری و همچنین واکاوی مناسبات وارده در باب دوران آخرالزمان و جایگاه رجعت صالحان در این عصر بنا به آیات قرآن کریم ما را بر آن داشت تا گفتگویی با کرم سیاوشی، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا ترتیب دهیم که مشروح آنرا در ادامه می خوانید.

*استاد! برخی از روایات بالا رفتن عقول بشری و درک مقام ولایت و نیاز به امامت را مقدمه ظهور می دانند، بر اساس منویات اسلامی، عقول بشری در این دوره چگونه رشد می کند؟

منظور از این شکوفایی عقلی، درک ناتوانی بشر بریده از خداوند و معنویت برای به سامان رساندن اوضاع و امور نابسامان و فهم نیاز به وجود و ظهور بشر مرتبط با خداوند و لزوم بازگشت به دین و آیین خداوند است؛ از سوی دیگر وقتی حواشی و زوائد و دغدغه ها و دل مشغولی های بی ارزش از ذهن و ضمیر انسان دور شوند، شکوفایی و رشد عقلی و فهمی نیز نمایان خواهد شد؛ هرچند که نقش فضل و عنایت الهی را نباید از نظر دور داشت که البته آن نیز ساختار معنوی و معقولی خواهد داشت، چنانکه در قرآن راهگشایی در امور را به تقوی ورزی نسبت داده است: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً. و یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ…»، و هرکس از خدا پروا دارد و حدود الهی را رعایت کند، خدا برای بیرون شدن او از تنگناها راهی پدید می‏ آورد و از جایی که تصور نمی‏ کند، به او روزی می‏ رساند و نیازهای زندگی‏اش را برطرف می ‏سازد…، البته که این مخرج و مرزوق همه مادی نخواهد بود، بلکه رشد عقلی و شکوفایی شعوری بشر را هم در بر خواهد می گرفت. والله اعلم.

*رجعت یکی از ویژگی های آخرالزمان معرفی شده است، با وجود مخالفان، چگونه می توان این مقؤله، یعنی رجعت را با آیات قرآنی اثبات کرد؟

در قرآن کریم آیاتی وجود دارند که بر مبنای تفسیر روایی منقول از معصومین(ع)، به رخداد رجعت تفسیر شده اند که این تفسیر با سیاق آن آیات نیز متناسب و مأنوس است.

آیات۸۲ تا ۸۵ سوره نمل در این راستا تفسیر شده است: «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّهً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ. وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ. حَتَّی إِذا جاؤُ قالَ أَ کَذَّبْتُمْ بِآیاتِی وَ لَمْ تُحِیطُوا بِها عِلْماً أَمَّا ذا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا یَنْطِقُونَ»

وقتی حواشی و زوائد و دغدغه ها و دل مشغولی های بی ارزش از ذهن و ضمیر انسان دور شوند، شکوفایی و رشد عقلی و فهمی نیز نمایان خواهد شد«و یاد کن روزی را که از هرامّتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را دروغ انگاشتند برمی‏ انگیزیم و برانگیخته‏ شدگان از این‏ که پراکنده شوند بازداشته می ‏شوند تا همه آنان یکجا گردآوری شوند؛ تا چون در جایگاهی که با آنان سخن گفته می‏ شود حاضر شوند، خدا به آنان می‏ گوید: آیا نشانه‏ها و آیات مرا دروغ انگاشتید و در آنها اندیشه نکردید و آنها را ندانستید؟ شما جز تکذیب آیات من چه می‏ کردید؟ و چون با تکذیب آیات خدا بر خود ستم روا داشتند، این سخن که خدا ستمکاران را هدایت نمی‏ کند، در مورد آنان به وقوع پیوست؛ ازاین‏رو آنان دیگر عذری برای خود نمی‏ یابند و هیچ سخنی نمی‏ گویند.»

درباره جزئیات «دابه الارض» و صفات و مشخصات دقیق آن در روایات و در کتب تفسیر و حدیث شیعه و اهل سنت، مطالب بسیاری وارد شده است.

بسیاری از بزرگان این آیات را اشاره به مسأله رجعت و بازگشت گروهی از بدکاران و نیکوکاران به همین دنیا در آستانه رستاخیز می‏ دانند، چرا که اگر اشاره به خود رستاخیز و قیامت باشد، تعبیر به«مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجاً» (از هر جمعیتی، گروهی) صحیح نیست، زیرا در قیامت، همه محشور می‏ شوند، چنان که قرآن کریم در آیه ۴۷ سوره مبارکه کهف می‏ فرماید:«وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً»؛ ما آنها را محشور می ‏کنیم و احدی را ترک نخواهیم گفت.

شاهد دیگر این است که قبل از این آیه، سخن از نشانه‏ های رستاخیز در پایان این جهان بوده، در آیات بعدی نیز به همین موضوع اشاره می‏ شود؛ بنا بر این بعید به نظر می‏ رسد که آیات قبل و بعد از حوادث پیش از رستاخیز سخن گوید، اما آیه وسط از خود رستاخیز؛ هماهنگی آیات ایجاب می‏ کند که همه درباره حوادث قبل از قیامت باشد.

ولی مفسران اهل سنت، این آیات را ناظر به قیامت می‏دانند، و ذکر کلمه «فوج» را اشاره به رؤساء و سردمداران هر گروه و جمعیت می ‏شمارند و در مورد ناهماهنگی آیات که از این تفسیر برمی‏ خیزد، گفته ‏اند آیات در حکم تأخیر و تقدیم است و گویی آیه ۸۳ بعد از ۸۵ قرار گرفته باشد! ولی می‏ دانیم هم تفسیر« فوج»  به معنی مزبور خلاف ظاهر است، و هم تفسیر ناهماهنگی آیات به تقدیم و تأخیر.

بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همانگونه که احیای جمیع انسانها در قیامت کاملاً ممکن است و تعجب از چنین امری همچون تعجب گروهی از مشرکان جاهلیت از مسأله معاد است و سُخریه در برابر آن همانند سُخریه آنها در مورد معاد می‏ باشد، چرا که عقل چنین چیزی را محال نمی‏ بیند

به هر حال در این رابطه نکات ذیل قابل طرح و توجه است:

۱- بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همانگونه که احیای جمیع انسانها در قیامت کاملاً ممکن است و تعجب از چنین امری همچون تعجب گروهی از مشرکان جاهلیت از مسأله معاد است و سُخریه در برابر آن همانند سُخریه آنها در مورد معاد می‏ باشد، چرا که عقل چنین چیزی را محال نمی‏ بیند، و قدرت خدا آن چنان وسیع و گسترده است که همه این امور در برابر آن سهل و آسان است.

۲- در قرآن مجید، وقوع رجعت اجمالاً در پنج مورد از امت های پیشین آمده است. در مورد «پیامبری که از کنار یک آبادی عبور کرد در حالی که دیوارهای آن فرو ریخته بود و اجساد و استخوانهای اهل آن در هر سو پراکنده شده بود، و از خود پرسید چگونه خداوند اینها را پس از مرگ زنده می‏کند، اما خدا او را یکصد سال میراند و سپس زنده کرد و به او گفت چقدر درنگ کردی؟ عرض کرد یک روز یا قسمتی از آن، فرمود نه بلکه یکصد سال بر تو گذشت. (آیه ۲۵۹ سوره بقره). این پیامبر، عزیر(ع) باشد یا پیامبر دیگری تفاوت نمی ‏کند، مهم صراحت قرآن در زندگی پس از مرگ است در همین دنیا (فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ‏).

قرآن در آیه ۲۴۳ همین سوره بقره سخن از جمعیت دیگری به میان می‏ آورد که« از ترس مرگ (و طبق گفته مفسران به بهانه بیماری طاعون از شرکت در میدان جهاد خودداری کردند و) از خانه‏ های خود بیرون رفتند خداوند فرمان مرگ به آنها داد و سپس آنها را زنده کرد. (فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ‏).

بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همانگونه که احیای جمیع انسانها در قیامت کاملاً ممکن است و تعجب از چنین امری همچون تعجب گروهی از مشرکان جاهلیت از مسأله معاد استگرچه بعضی از مفسران که نتوانسته ‏اند وقوع چنین حادثه غیر عادی را تحمل کنند آن را تنها بیان یک مثال شمرده ‏اند، ولی روشن است که این گونه تأویلات در برابر ظهور بلکه صراحت آیه در وقوع این مساله، قابل قبول نیست.

۳- در آیه ۵۵ و ۵۶ سوره بقره درباره« بنی اسرائیل» می‏ خوانیم که گروهی از آنها بعد از تقاضای مشاهده خداوند گرفتار صاعقه مرگباری شدند و مردند، سپس خداوند آنها را به زندگی بازگرداند تا شکر نعمت او را بجا آورند (ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ‏).

۴- در آیه ۱۱۰ سوره مائده ضمن بر شمردن معجزات حضرت عیسی (ع)، می‏خوانیم: «وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی‏ بِإِذْنِی‏»:  تو مردگان را به فرمان من زنده می ‏کردی.

این تعبیر نشان می‏ دهد که حضرت مسیح (ع)از این معجزه خود (احیای موتی) استفاده کرده و بلکه تعبیر به فعل مضارع (تخرج) دلیل بر تکرار آن است و این خود یک نوع رجعت برای بعضی محسوب می‏ شود.

۵- بالآخره در سوره بقره در آیه ۷۳ در مورد کشته‏ای که در بنی اسرائیل برای پیدا کردن قاتلش نزاع و جدال برخاسته بود، قرآن می‏ فرماید:« دستور داده شد گاوی را با ویژگی هایی سر ببرند و بخشی از آن را بر بدن مرده زنند تا به حیات بازگردد (و قاتل خود را معرفی کند و نزاع خاتمه یابد) (فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِ اللَّهُ الْمَوْتی‏ وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ‏).

*علاوه بر این ها موارد دیگری هم درباره رجعت وجود دارد؟

بله، علاوه بر این پنج مورد، موارد دیگری در قرآن کریم دیده می‏ شوند همچون‏ داستان اصحاب کهف که آن نیز چیزی شبیه به رجعت بود، و داستان مرغهای چهارگانه ابراهیم(ع) که بعد از ذبح بار دیگر به زندگی بازگشتند تا امکان معاد را در مورد انسانها برای او مجسم سازند که در مساله رجعت نیز قابل توجه است.

به هر حال چگونه ممکن است کسی قرآن را به عنوان یک کتاب آسمانی بپذیرد و با این همه آیات روشن باز امکان رجعت را انکار کند؟ اساساً مگر رجعت چیزی جز بازگشت به حیات بعد از مرگ است؟

مگر رجعت نمونه کوچکی از رستاخیز در این جهان کوچک محسوب نمی‏ شود؟ کسی که رستاخیز را در آن مقیاس وسیعش می ‏پذیرد، چگونه می ‏تواند خط بطلان بر مسأله رجعت بکشد؟ و یا آن را بباد مسخره گیرد؟ و یا همچون احمد امین مصری در کتاب فجر الاسلام بگوید: «الیهودیه ظهرت بالتشیع بالقول بالرجعه»!

«آئین یهود دیگری در مذهب شیعه به خاطر اعتقاد به رجعت ظهور کرده است»!(عقائد الامامیه، محمد رضا مظفر، ص ۷۱)

*هدف از رجعت قبل از رستاخیز عمومی انسانها چیست؟

با توجه به آنچه از روایات اسلامی استفاده می ‏شود این موضوع جنبه همگانی ندارد، بلکه اختصاص به مؤمنان صالح‏العملی دارد که در یک مرحله عالی از ایمان قرار دارند، و همچنین کفار و طاغیان ستمگری که در مرحله منحطی از کفر و ظلم قرار دارند، چنین به نظر می‏رسد که بازگشت مجدد این دو گروه به زندگی دنیا به منظور تکمیل یک حلقه تکاملی گروه اول و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم است.

به تعبیر دیگر گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانع و عوائقی در زندگی خود روبرو شده ‏اند و تکامل آنها ناتمام مانده است حکمت الهی ایجاب می‏ کند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجدد به این جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگترین افتخارات است.

و بالعکس گروهی از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آنچه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.

امام صادق( ع) در حدیثی می‏ فرماید: «رجعت عمومی نیست بلکه جنبه خصوصی دارد، تنها گروهی بازگشت می ‏کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند». (بحارالانوار، ج۵۳ ص۳۹)

ممکن است آیه ۹۵ سوره مبارکه انبیاء: وَ حَرامٌ عَلی‏ قَرْیَهٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ‏ لا یَرْجِعُونَ‏:« حرام است بر شهرهایی که بر اثر گناه نابودشان کردیم که بازگردند آنها هرگز بازنمی‏ گردند»؛ نیز اشاره به همین معنی باشد، چرا که عدم بازگشت را در مورد کسانی می‏ گوید که در این جهان به کیفر شدید خود رسیدند و از آن روشن می ‏شود گروهی که چنین کیفرهایی را ندیدند باید بازگردند، و مجازات شوند.

رجعت از ضروریات مذهب شیعه است، نه از ضروریات اسلام، بنا بر این نباید رشته اخوت اسلامی را با دیگران به خاطر آن گسست هرچند باید به دفاع منطقی از آن ادامه داد. به علاوه احیاناً خرافات بسیاری با مسأله رجعت آمیخته شده که چهره آن را در نظر بعضی دگرگون ساخته است، لذا لازم است اصل را بر احادیث صحیح بگذاریم و از احادیث مخدوش و مشکوک بپرهیزیم

این احتمال نیز وجود دارد که بازگشت این دو گروه در آن مقطع خاص تاریخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مساله رستاخیز (مبداء و معاد) برای انسانها است، تا با مشاهده آن به اوج تکامل معنوی و ایمان برسند و از هیچ نظر کمبودی نداشته باشند.

شبهه دیگر این است که: بعضی تصور کرده‏ اند؛ اعتقاد به رجعت با اصل آزادی اراده و اختیار بشر سازگار نیست؛ از آنچه در بالا گفتیم روشن می‏ شود که این اشتباه محض است زیرا بازگشت آنها به این جهان در یک شرائط عادی است و از آزادی کامل برخوردارند.

*جواب اینکه بعضی می ‏گویند ممکن است جباران و کفار سرسخت بعد از رجعت توبه کنند و به سوی حق بازگردند چیست؟

اینکه بعضی می ‏گویند ممکن است جباران و کفار سرسخت بعد از رجعت توبه کنند و به سوی حق بازگردند، جوابش این است که این گونه افراد آن چنان در ظلم و فساد و کفر فرو رفته‏ اند که این امور جزء بافت وجودشان شده و بازگشتی‏ در آن متصور نیست.

احیاناً خرافات بسیاری با مسأله رجعت آمیخته شده که چهره آن را در نظر بعضی دگرگون ساخته است، لذا لازم است اصل را بر احادیث صحیح بگذاریم و از احادیث مخدوش و مشکوک بپرهیزیم.همانگونه که قرآن در پاسخ جمعی از دوزخیان که در قیامت تقاضای بازگشت به دنیا برای جبران خطاهای خود می ‏کنند می‏ گوید: «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ‏»؛« اگر آنها بازگردند دگربار همان اموری را که از آن نهی شده‏ اند انجام می ‏دهند» (انعام آیه ۲۸).

و نیز اینکه بعضی گفته‏ اند: رجعت با آیه ۱۰۰ سوره مؤمنون سازگار نیست، زیرا طبق این آیه مشرکان تقاضای بازگشت به جهان می‏ کنند تا عمل صالح انجام دهند و می ‏گویند:«رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ‏» اما به آنها پاسخ منفی داده می‏شود و گفته می‏شود«کَلَّا إِنَّها کَلِمَهٌ هُوَ قائِلُها»، پاسخ آن با توجه به اینکه این آیه عام است و رجعت خاص است روشن می‏ گردد.

 سخن آخر در این رابطه آن است که، رجعت از ضروریات مذهب شیعه است، نه از ضروریات اسلام، بنا بر این نباید رشته اخوت اسلامی را با دیگران به خاطر آن گسست هرچند باید به دفاع منطقی از آن ادامه داد. به علاوه احیاناً خرافات بسیاری با مسأله رجعت آمیخته شده که چهره آن را در نظر بعضی دگرگون ساخته است، لذا لازم است اصل را بر احادیث صحیح بگذاریم و از احادیث مخدوش و مشکوک بپرهیزیم.

البته یادآوری این نکته نیز ضروری است که باورهای برین و چگونگی انجام افعال الهی از امور و علوم متشابهی هستند که هر فردی با هر درجه از درک عقلی و دینی از عهده آن برنمی آید، بلکه بندگان وارسته و پیراسته الهی (مخلصان و مطهران) که در پرتو ایمان ژرف و کردار درست و ارتباط استوار با خداوند از درک و دانشی ارجمند و راسخ برخوردارند تاب و توان فهمیدن و باور داشتن چنین امور متعالی را خواهند داشت. لذا قرآن کریم می فرماید: «ما یَعلمُ تأویلَه الا اللهُ و الراسخونَ فی العلم » و « لَعَلِمَهُ الذَّین یَستنبِطونَهُ مِنهُم»، چنانکه مطابق روایات پیامبر(ص) و ائمه(ع) خود در رأس راسخان در علم معرفی شده اند.

منبع؛ مهر

[ad_2]

لینک منبع

شکوفایی عقل در آخرالزمان باعث درک عجز انسان دربرابر خداوند می شود

[ad_1]

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا گفت: در آخرالزمان وقتی حواشی و زوائد و دغدغه ها و دل مشغولی های بی ارزش از ذهن و ضمیر انسان دور شوند، شکوفایی و رشد عقلی و فهمی نیز نمایان خواهد شد.

به گزارش پرس شیعه به نقل از مهر، تشریح بایسته های پیشرفت عقول و افکار صحیح انسانی و اسلامی با توجه به فرامین و منویات الهی و تبیین جایگاه آیات و روایات در باب عصر ظهور و شروع نهضت عالی و فراگیر اسلامی و پیشرفت آن در چارچوب جوامع بشری و همچنین واکاوی مناسبات وارده در باب دوران آخرالزمان و جایگاه رجعت صالحان در این عصر بنا به آیات قرآن کریم ما را بر آن داشت تا گفتگویی با کرم سیاوشی، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا ترتیب دهیم که مشروح آنرا در ادامه می خوانید.

*استاد! برخی از روایات بالا رفتن عقول بشری و درک مقام ولایت و نیاز به امامت را مقدمه ظهور می دانند، بر اساس منویات اسلامی، عقول بشری در این دوره چگونه رشد می کند؟

منظور از این شکوفایی عقلی، درک ناتوانی بشر بریده از خداوند و معنویت برای به سامان رساندن اوضاع و امور نابسامان و فهم نیاز به وجود و ظهور بشر مرتبط با خداوند و لزوم بازگشت به دین و آیین خداوند است؛ از سوی دیگر وقتی حواشی و زوائد و دغدغه ها و دل مشغولی های بی ارزش از ذهن و ضمیر انسان دور شوند، شکوفایی و رشد عقلی و فهمی نیز نمایان خواهد شد؛ هرچند که نقش فضل و عنایت الهی را نباید از نظر دور داشت که البته آن نیز ساختار معنوی و معقولی خواهد داشت، چنانکه در قرآن راهگشایی در امور را به تقوی ورزی نسبت داده است: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً. و یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ…»، و هرکس از خدا پروا دارد و حدود الهی را رعایت کند، خدا برای بیرون شدن او از تنگناها راهی پدید می‏ آورد و از جایی که تصور نمی‏ کند، به او روزی می‏ رساند و نیازهای زندگی‏اش را برطرف می ‏سازد…، البته که این مخرج و مرزوق همه مادی نخواهد بود، بلکه رشد عقلی و شکوفایی شعوری بشر را هم در بر خواهد می گرفت. والله اعلم.

*رجعت یکی از ویژگی های آخرالزمان معرفی شده است، با وجود مخالفان، چگونه می توان این مقؤله، یعنی رجعت را با آیات قرآنی اثبات کرد؟

در قرآن کریم آیاتی وجود دارند که بر مبنای تفسیر روایی منقول از معصومین(ع)، به رخداد رجعت تفسیر شده اند که این تفسیر با سیاق آن آیات نیز متناسب و مأنوس است.

آیات۸۲ تا ۸۵ سوره نمل در این راستا تفسیر شده است: «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّهً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ. وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ. حَتَّی إِذا جاؤُ قالَ أَ کَذَّبْتُمْ بِآیاتِی وَ لَمْ تُحِیطُوا بِها عِلْماً أَمَّا ذا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا یَنْطِقُونَ»

«و یاد کن روزی را که از هرامّتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را دروغ انگاشتند برمی‏ انگیزیم و برانگیخته‏ شدگان از این‏ که پراکنده شوند بازداشته می ‏شوند تا همه آنان یکجا گردآوری شوند؛ تا چون در جایگاهی که با آنان سخن گفته می‏ شود حاضر شوند، خدا به آنان می‏ گوید: آیا نشانه‏ها و آیات مرا دروغ انگاشتید و در آنها اندیشه نکردید و آنها را ندانستید؟ شما جز تکذیب آیات من چه می‏ کردید؟ و چون با تکذیب آیات خدا بر خود ستم روا داشتند، این سخن که خدا ستمکاران را هدایت نمی‏ کند، در مورد آنان به وقوع پیوست؛ ازاین‏رو آنان دیگر عذری برای خود نمی‏ یابند و هیچ سخنی نمی‏ گویند.»

درباره جزئیات «دابه الارض» و صفات و مشخصات دقیق آن در روایات و در کتب تفسیر و حدیث شیعه و اهل سنت، مطالب بسیاری وارد شده است.

بسیاری از بزرگان این آیات را اشاره به مسأله رجعت و بازگشت گروهی از بدکاران و نیکوکاران به همین دنیا در آستانه رستاخیز می‏ دانند، چرا که اگر اشاره به خود رستاخیز و قیامت باشد، تعبیر به«مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجاً» (از هر جمعیتی، گروهی) صحیح نیست، زیرا در قیامت، همه محشور می‏ شوند، چنان که قرآن کریم در آیه ۴۷ سوره مبارکه کهف می‏ فرماید:«وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً»؛ ما آنها را محشور می ‏کنیم و احدی را ترک نخواهیم گفت.

شاهد دیگر این است که قبل از این آیه، سخن از نشانه‏ های رستاخیز در پایان این جهان بوده، در آیات بعدی نیز به همین موضوع اشاره می‏ شود؛ بنا بر این بعید به نظر می‏ رسد که آیات قبل و بعد از حوادث پیش از رستاخیز سخن گوید، اما آیه وسط از خود رستاخیز؛ هماهنگی آیات ایجاب می‏ کند که همه درباره حوادث قبل از قیامت باشد.

ولی مفسران اهل سنت، این آیات را ناظر به قیامت می‏دانند، و ذکر کلمه «فوج» را اشاره به رؤساء و سردمداران هر گروه و جمعیت می ‏شمارند و در مورد ناهماهنگی آیات که از این تفسیر برمی‏ خیزد، گفته ‏اند آیات در حکم تأخیر و تقدیم است و گویی آیه ۸۳ بعد از ۸۵ قرار گرفته باشد! ولی می‏ دانیم هم تفسیر« فوج»  به معنی مزبور خلاف ظاهر است، و هم تفسیر ناهماهنگی آیات به تقدیم و تأخیر.

بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همانگونه که احیای جمیع انسانها در قیامت کاملاً ممکن است و تعجب از چنین امری همچون تعجب گروهی از مشرکان جاهلیت از مسأله معاد است و سُخریه در برابر آن همانند سُخریه آنها در مورد معاد می‏ باشد، چرا که عقل چنین چیزی را محال نمی‏ بیند

به هر حال در این رابطه نکات ذیل قابل طرح و توجه است:

۱- بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همانگونه که احیای جمیع انسانها در قیامت کاملاً ممکن است و تعجب از چنین امری همچون تعجب گروهی از مشرکان جاهلیت از مسأله معاد است و سُخریه در برابر آن همانند سُخریه آنها در مورد معاد می‏ باشد، چرا که عقل چنین چیزی را محال نمی‏ بیند، و قدرت خدا آن چنان وسیع و گسترده است که همه این امور در برابر آن سهل و آسان است.

۲- در قرآن مجید، وقوع رجعت اجمالاً در پنج مورد از امت های پیشین آمده است. در مورد «پیامبری که از کنار یک آبادی عبور کرد در حالی که دیوارهای آن فرو ریخته بود و اجساد و استخوانهای اهل آن در هر سو پراکنده شده بود، و از خود پرسید چگونه خداوند اینها را پس از مرگ زنده می‏کند، اما خدا او را یکصد سال میراند و سپس زنده کرد و به او گفت چقدر درنگ کردی؟ عرض کرد یک روز یا قسمتی از آن، فرمود نه بلکه یکصد سال بر تو گذشت. (آیه ۲۵۹ سوره بقره). این پیامبر، عزیر(ع) باشد یا پیامبر دیگری تفاوت نمی ‏کند، مهم صراحت قرآن در زندگی پس از مرگ است در همین دنیا (فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ‏).

قرآن در آیه ۲۴۳ همین سوره بقره سخن از جمعیت دیگری به میان می‏ آورد که« از ترس مرگ (و طبق گفته مفسران به بهانه بیماری طاعون از شرکت در میدان جهاد خودداری کردند و) از خانه‏ های خود بیرون رفتند خداوند فرمان مرگ به آنها داد و سپس آنها را زنده کرد. (فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ‏).

گرچه بعضی از مفسران که نتوانسته ‏اند وقوع چنین حادثه غیر عادی را تحمل کنند آن را تنها بیان یک مثال شمرده ‏اند، ولی روشن است که این گونه تأویلات در برابر ظهور بلکه صراحت آیه در وقوع این مساله، قابل قبول نیست.

۳- در آیه ۵۵ و ۵۶ سوره بقره درباره« بنی اسرائیل» می‏ خوانیم که گروهی از آنها بعد از تقاضای مشاهده خداوند گرفتار صاعقه مرگباری شدند و مردند، سپس خداوند آنها را به زندگی بازگرداند تا شکر نعمت او را بجا آورند (ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ‏).

۴- در آیه ۱۱۰ سوره مائده ضمن بر شمردن معجزات حضرت عیسی (ع)، می‏خوانیم: «وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی‏ بِإِذْنِی‏»:  تو مردگان را به فرمان من زنده می ‏کردی.

این تعبیر نشان می‏ دهد که حضرت مسیح (ع)از این معجزه خود (احیای موتی) استفاده کرده و بلکه تعبیر به فعل مضارع (تخرج) دلیل بر تکرار آن است و این خود یک نوع رجعت برای بعضی محسوب می‏ شود.

۵- بالآخره در سوره بقره در آیه ۷۳ در مورد کشته‏ای که در بنی اسرائیل برای پیدا کردن قاتلش نزاع و جدال برخاسته بود، قرآن می‏ فرماید:« دستور داده شد گاوی را با ویژگی هایی سر ببرند و بخشی از آن را بر بدن مرده زنند تا به حیات بازگردد (و قاتل خود را معرفی کند و نزاع خاتمه یابد) (فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِ اللَّهُ الْمَوْتی‏ وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ‏).

*علاوه بر این ها موارد دیگری هم درباره رجعت وجود دارد؟

بله، علاوه بر این پنج مورد، موارد دیگری در قرآن کریم دیده می‏ شوند همچون‏ داستان اصحاب کهف که آن نیز چیزی شبیه به رجعت بود، و داستان مرغهای چهارگانه ابراهیم(ع) که بعد از ذبح بار دیگر به زندگی بازگشتند تا امکان معاد را در مورد انسانها برای او مجسم سازند که در مساله رجعت نیز قابل توجه است.

به هر حال چگونه ممکن است کسی قرآن را به عنوان یک کتاب آسمانی بپذیرد و با این همه آیات روشن باز امکان رجعت را انکار کند؟ اساساً مگر رجعت چیزی جز بازگشت به حیات بعد از مرگ است؟

مگر رجعت نمونه کوچکی از رستاخیز در این جهان کوچک محسوب نمی‏ شود؟ کسی که رستاخیز را در آن مقیاس وسیعش می ‏پذیرد، چگونه می ‏تواند خط بطلان بر مسأله رجعت بکشد؟ و یا آن را بباد مسخره گیرد؟ و یا همچون احمد امین مصری در کتاب فجر الاسلام بگوید: «الیهودیه ظهرت بالتشیع بالقول بالرجعه»!

«آئین یهود دیگری در مذهب شیعه به خاطر اعتقاد به رجعت ظهور کرده است»!(عقائد الامامیه، محمد رضا مظفر، ص ۷۱)

*هدف از رجعت قبل از رستاخیز عمومی انسانها چیست؟

با توجه به آنچه از روایات اسلامی استفاده می ‏شود این موضوع جنبه همگانی ندارد، بلکه اختصاص به مؤمنان صالح‏العملی دارد که در یک مرحله عالی از ایمان قرار دارند، و همچنین کفار و طاغیان ستمگری که در مرحله منحطی از کفر و ظلم قرار دارند، چنین به نظر می‏رسد که بازگشت مجدد این دو گروه به زندگی دنیا به منظور تکمیل یک حلقه تکاملی گروه اول و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم است.

به تعبیر دیگر گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانع و عوائقی در زندگی خود روبرو شده ‏اند و تکامل آنها ناتمام مانده است حکمت الهی ایجاب می‏ کند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجدد به این جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگترین افتخارات است.

و بالعکس گروهی از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آنچه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.

امام صادق( ع) در حدیثی می‏ فرماید: «رجعت عمومی نیست بلکه جنبه خصوصی دارد، تنها گروهی بازگشت می ‏کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند». (بحارالانوار، ج۵۳ ص۳۹)

ممکن است آیه ۹۵ سوره مبارکه انبیاء: وَ حَرامٌ عَلی‏ قَرْیَهٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ‏ لا یَرْجِعُونَ‏:« حرام است بر شهرهایی که بر اثر گناه نابودشان کردیم که بازگردند آنها هرگز بازنمی‏ گردند»؛ نیز اشاره به همین معنی باشد، چرا که عدم بازگشت را در مورد کسانی می‏ گوید که در این جهان به کیفر شدید خود رسیدند و از آن روشن می ‏شود گروهی که چنین کیفرهایی را ندیدند باید بازگردند، و مجازات شوند.

رجعت از ضروریات مذهب شیعه است، نه از ضروریات اسلام، بنا بر این نباید رشته اخوت اسلامی را با دیگران به خاطر آن گسست هرچند باید به دفاع منطقی از آن ادامه داد. به علاوه احیاناً خرافات بسیاری با مسأله رجعت آمیخته شده که چهره آن را در نظر بعضی دگرگون ساخته است، لذا لازم است اصل را بر احادیث صحیح بگذاریم و از احادیث مخدوش و مشکوک بپرهیزیم

این احتمال نیز وجود دارد که بازگشت این دو گروه در آن مقطع خاص تاریخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مساله رستاخیز (مبداء و معاد) برای انسانها است، تا با مشاهده آن به اوج تکامل معنوی و ایمان برسند و از هیچ نظر کمبودی نداشته باشند.

شبهه دیگر این است که: بعضی تصور کرده‏ اند؛ اعتقاد به رجعت با اصل آزادی اراده و اختیار بشر سازگار نیست؛ از آنچه در بالا گفتیم روشن می‏ شود که این اشتباه محض است زیرا بازگشت آنها به این جهان در یک شرائط عادی است و از آزادی کامل برخوردارند.

*جواب اینکه بعضی می ‏گویند ممکن است جباران و کفار سرسخت بعد از رجعت توبه کنند و به سوی حق بازگردند چیست؟

اینکه بعضی می ‏گویند ممکن است جباران و کفار سرسخت بعد از رجعت توبه کنند و به سوی حق بازگردند، جوابش این است که این گونه افراد آن چنان در ظلم و فساد و کفر فرو رفته‏ اند که این امور جزء بافت وجودشان شده و بازگشتی‏ در آن متصور نیست.

همانگونه که قرآن در پاسخ جمعی از دوزخیان که در قیامت تقاضای بازگشت به دنیا برای جبران خطاهای خود می ‏کنند می‏ گوید: «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ‏»؛« اگر آنها بازگردند دگربار همان اموری را که از آن نهی شده‏ اند انجام می ‏دهند» (انعام آیه ۲۸).

و نیز اینکه بعضی گفته‏ اند: رجعت با آیه ۱۰۰ سوره مؤمنون سازگار نیست، زیرا طبق این آیه مشرکان تقاضای بازگشت به جهان می‏ کنند تا عمل صالح انجام دهند و می ‏گویند:«رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ‏» اما به آنها پاسخ منفی داده می‏شود و گفته می‏شود«کَلَّا إِنَّها کَلِمَهٌ هُوَ قائِلُها»، پاسخ آن با توجه به اینکه این آیه عام است و رجعت خاص است روشن می‏ گردد.

 سخن آخر در این رابطه آن است که، رجعت از ضروریات مذهب شیعه است، نه از ضروریات اسلام، بنا بر این نباید رشته اخوت اسلامی را با دیگران به خاطر آن گسست هرچند باید به دفاع منطقی از آن ادامه داد. به علاوه احیاناً خرافات بسیاری با مسأله رجعت آمیخته شده که چهره آن را در نظر بعضی دگرگون ساخته است، لذا لازم است اصل را بر احادیث صحیح بگذاریم و از احادیث مخدوش و مشکوک بپرهیزیم.

البته یادآوری این نکته نیز ضروری است که باورهای برین و چگونگی انجام افعال الهی از امور و علوم متشابهی هستند که هر فردی با هر درجه از درک عقلی و دینی از عهده آن برنمی آید، بلکه بندگان وارسته و پیراسته الهی (مخلصان و مطهران) که در پرتو ایمان ژرف و کردار درست و ارتباط استوار با خداوند از درک و دانشی ارجمند و راسخ برخوردارند تاب و توان فهمیدن و باور داشتن چنین امور متعالی را خواهند داشت. لذا قرآن کریم می فرماید: «ما یَعلمُ تأویلَه الا اللهُ و الراسخونَ فی العلم » و « لَعَلِمَهُ الذَّین یَستنبِطونَهُ مِنهُم»، چنانکه مطابق روایات پیامبر(ص) و ائمه(ع) خود در رأس راسخان در علم معرفی شده اند.

منبع؛ مهر

[ad_2]

لینک منبع